You must enable JavaScript to view this site.
This site uses cookies. By continuing to browse the site you are agreeing to our use of cookies. Review our legal notice and privacy policy for more details.
Close
Homepage > Other Languages > Dari > شورش در مرکز افغانستان

شورش در مرکز افغانستان

 خلاصه گزارش و پیشنهادات

شورش در افغانستان از مراکز اصلی خویش در جنوب و شرق این کشور فراتر رفته است. طالبان با عبور از محدوده پایگاه سنتی خویش در جامعه پشتون، از طریق تشکیل ادارات سایه و همچنین با استفاده از آسیب ها و نقاط ضعف حکومت مرکزی، نفوذ خویش را در پایتخت و ولایات اطراف آن گسترش داده اند. فساد، کارایی حکومت را تضعیف ساخته است و این حکومت به شدت به اقتصاد فرساینده ای جنگی و ابسته شده است. تبانی مقامات حکومتی در کابل و ولایات پیرامون با برخی از عناصر شورشی افزایش یافته است و این امر سبب گردیده تا شبکه های جنایب پیشه  هر چه بیشتر انتشار و گسترش یابند. در حالیکه تمام تلاش ها برای سرکوب و مبارزه با شورش در جنوب متمرکز بوده است اما ثبات در مرکز به تدریج روبه زوال نهاده است. با سکونت نزدیک به یک پنجم تمام جمعیت افغانستان در کابل و ولایات همجوار آن، پایتخت در پروسه از قبل بر نامه ریزی شده ی انتقال مسوولیت های امنیتی از نیروهای بین المللی به نیروهای امنیتی افغان، اهمیت اساسی دارد. با توجه به گسترش و تحکیم شورش در ساحات نزدیک به پایتخت، در اینکه حکومت رئیس جمهور کرزی پس از خروج از قبل برنامه ریزی شده ی نیروهای خارجی در پایان سال 2014، بتواند تهدیدات را مهار نموده و ثبات را در کشور بر قرار بسازد، تردید جدی وجود دارد.

 در این اواخر، با وجود کاهش حملات پچیده در کابل، شبکه های شورشی توانسته اند با راه اندازی حملات کوچک بالای اهداف نرم، دست آوردهای خویش را در ولایات و ولسوالیهای نزدیک به کابل تقویت نمایند. به رغم استقرار هزاران سرباز خارجی و افغان در کابل و ولایات هم جوار آن و با وجود ضعف  شورشیان به  لحاظ کمی و تجهیزات نظامی، بازهم طالبان می توانند حملاتی را انجام دهند که هدف آن  بیشتر اشغال روانی است تاکنترول فزیکی پایتخت. چون با اشغال روانی پایتخت، هزینه های سیاسی و مالی فعالیت برای نیروهای خارجی و مأموریت های دیپلوماتیک تا حدی بالا می رود که در دراز مدت غیر قابل دوام می گردد.

کمپاین شدید شورشیان با هدف  ترور مقامات حکومتی و رخنه و نفوذ در چهارچوب نیروهای امنیتی افغان در ولایات همجوار سبب گردیده است تا حکومت نتواند کنترول خویش را بر نواحی پیرامون گسترش دهد. در مناطق روستانشین در ولایات غزنی، وردک، لوگر و سایر ولایات همجوار، بخصوص در ساحاتی که میزان بیکاری بالا است و حضور حکومت ضعیف، شورشیان در فاصله بسیار دور از مناطق هم مرز با پاکستان ، پناهگاه های امن پیداکرده اند. یکسال و چندی بعد از تکمیل استقرار نیروهای جدید آمریکا در افغانستان، خشونت در سراسر  این کشور افزایش یافته است. با آغاز عملیات بهاری طالبان در ماه می 2011، خشونت در یک ماه واحد به بالا ترین سطح خویش بعد از مداخله آمریکا در افغانستان در سال 2001 رسیده است. به نظر می رسد که این روند به زودی تغییر نخواهد کرد. بعد از اعلان رئیس جمهور اوباما در 22 جون 2011  مبنی بر تصمیم ایالات متحده آمریکا بر خروج 33000 تن از سر بازان خویش تا سپتامر 2012، این احتمال وجود دارد که شورشیان با تمام توان تلاش بکنند تا قبل از پایان پروسه خروج، زمینه های بیشتری را در اختیار بگیرند.

با گذشت نزدیک به یک دهه از حضور آمریکا در افغانستان، برای تقویت مشوق های که شورش و ناامنی را در افغانستان به چالش بکشد، تلاش اندکی صورت گرفته است. ناامنی و سراریز شدن میلیاردها دالر بصورت امداد بین الملل، منافع دروازه بانان سیاسی را با منافع فرماندهان شورشی گره زده اند. چنین در هم آمیختگی منافع، فرصت های را برای جنایت کاران و شورشیان فراهم ساخته است تا آنها نفوذ خویش را در داخل حکومت گسترش بدهند. در نتیجه، یک اقلیت حاکم و جنایتکار با  داشتن ارتباط سیاسی با جامعه تاجر، اقتصاد این کشور را بصورت فزاینده ی تحت سلطه خویش قرار داده اند. در یک نگاه سطحی، وضعیت امنیتی پایتخت نسبتاً آرام به نظر می رسد. اما ارتباط نزدیک میان تشبثات جنایتکارانه، شبکه های شورشی و نخبه گان فاسد سیاسی،  وضعیت امنیتی کابل و همچنین امنیت دهلیزهای مرکزی و شرقی آن را متزلزل ساخته است. در عموم،  اکنون شهروندان افغان از هر سو تحت فشار شدیدی قرار دارند؛ از جانب حکومت، شورشیان و نیروهای بین المللی.

رخنه ی طالبان در ساحات کابل بزرگ، رقابت میان جنگجویان مرتبط به شورای کویته تحت رهبری ملا عمر، جنگجویان شبکه حقانی مستقر در وزیرستان شمالی و حزب اسلامی تحت رهبری گلبدین حکمتیار را تشدید نموده است. رقابت های خشونت آمیز میان فرماندهان این سه گروه در برخی مناطق ولایات کاپیسا، لوگر و وردک سبب قتل صد ها تن گردیده است. اما در این میان  شهروندان عادی افغان به دام افتاده اند؛ این شهر وندان، از یک طرف بصورت فزاینده ی نسبت به نیروهای خارجی خشمگین گردیده اند و از طرف دیگر از بازگشت کامل طالبان به قدرت، نگرانی و هراس دارند. ناتو/نیروهای کمک به امنیت یا آیساف، در عین داشتن مسوولیت مهار شورش، در جهت تشخیص و تفکیک افراد ملکی از شورشیان از خود ناتوانی و یا بی میلی نشان داده اند. به همین ترتیب، این نیروها برای کاهش وابستگی خویش به مقامات فاسد حکومتی در راستای تطبیق استراتژی مبارزه باشورش، نیز ناتوان و یا هم بی میل به نظر می رسد.

تأمین ثبات و بهبودی امنیت مناطق خارج از کابل به مبارزه در برابر فساد در کابل و مناطق دور دست بستگی دارد. این مسأله به بازبینی جامع مبارزه کنونی در برابر فساد که تابحال بی نتیجه بوده است، نیاز دارد. ارتقاء ظرفیت در سکتور قضا همگام با برچیدن ریشه های فساد، در پیشبرد اصلاحات پایدار نقش اساسی دارد. نهادهای افغان از قبیل واحد تحقیقات حساس، قوهء مبارزه با جرایم سنگین، و مرکز ارزیابی گزارش فعالیت مالی افغانستان که همزمان مسوولیت مبارزه در برابر فساد، جرایم سازمان یافته و تمویل تروریزم را دارد، باید تقویت گردد. باز نگری همه جانبه پالیسی ها و رویه های اجرایی ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان می تواند در جلوگیری از سوء استفاده از قدرت که ممکن است به تشدید شورش دامن بزند، نقش مهمی را بازی نماید.

مبارزه علیه شورش همسان با مبارزه در برابر فساد است. حکومت افغانستان و جامعه بین المللی باید  آمادگی پذیرش تبعات و خطرات ناشی از تحت پیگرد  قرار دادن و مجازات نمودن نخبه گان قدرتمند سیاسی و اقتصادی را در کابل و اطراف آن  داشته باشند. هزینه ی احتمالی و کوتاه مدت چنین پیگرد ها که ریشه های اساسی شورش یعنی فساد و حکومت داری بد را هدف قرار می دهد، قطعاً کمتر از سود دراز مدت آن خواهد بود. با خروج بخش عمده از نیروهای خارجی از افغانستان در جریان سه سال آینده، دریچه ی فرصت برای گسترش امنیت در خارج از کابل به سرعت بسته خواهد شد. امنیت زمانی گسترش خواهد یافت که میان جنگ در نواحی پیرامون و مبارزه علیه ریشه های شورش در مر کز، موازنه ی درست ایجاد گردد. شکست در افغانستان هنوز قطعیت نیافته است اما بدون باز نگری اساسی در استراتژی مبارزه با شورش، هیچ ضمانتی برای پیروزی نیز وجود نخواهد داشت.

پیشنهادات

به حکومت افغانستان:

1.  جهت مبارزه در برابر فساد و جرایم سازمان یافته، سرمایه گزاری بیشتر برای ارتقاء ظرفیت نهاد های دولتی از طرق زیر صورت گیرد:

الف) قوهء مبارزه با جرایم سنگین و واحد تحقیقات حساس بعنوان نهادهای مستقل تنفیذ قانوان بصورت کامل احیا گردد و پالسی عدم مداخله در امور تحقیقات مر تبط به قضایای فساد تدوین و اجرا گردد؛

 ب) ظرفیت مرکز ارزیابی گزارش معاملات مالی افغانستان گسترش یابد. تأسیس یک نهاد هماهنگی میان پارلمان افغانستان و این مر کز مد نظر گرفته شود. این نهاد هما هنگی باید بصورت منظم در مورد کارکردهای این مرکز، گزارش های  عامه ی را تهیه و نشر نماید؛ و

 ت) معیار تحقیقات در مورد قضایای مرتبط به فساد تعریف گردد و پالسی ها در مورد تعقیب قضایای حساس که مقامات ارشد در آن شامل است، هما هنگ گردد. منابع بیشتری برای مبارزه با فساد در اختیار تمام نهادهای قضایی بخصوص امکانات بیشتری برای بالابردن ظرفیت لوی ثارنوالی افغانستان تخصیص داده شود.

 بازنگری همه جانبه در مورد رویه های عملیاتی و اداری ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از طرق ذیل آغاز گردد:

 الف) طرزالعمل سختگیرانه ی برای نظارت و بررسی از چگونگی مصرف بودجه ی اوپراتیفی در سطوح ولایات اجرایی گردد؛ و

 ب) صلاحیت کمیته های امنیت داخلی و دفاعی پارلمان افغانستان برای استیضاح و پاسخگو ساختن نهاد های امنیتی از قبیل ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان افزایش یابد. همچنین، باید قانون یا پالسیی تصویب و تدوین گردد تا ریاست عمومی امنیت ملی به ارائه منظم گزارش تفصیلی مالی به پارلمان افغانستان مکلف گردد.

 3 . با تحت پیگرد قرار دادن مقامات ارشد که در کمک به مخالفان دست دارند، مبارزه در برابر فساد بصورت قاطع و علنی صورت بگیرد. همچنین، حکومت با ید با بازیگران بین المللی برای تحریم افراد و نهادها/تشبثات که به تمویل شورش دست می زنند، بصورت مشترک کار نمایند.

    4 . به واحد مبارزه در برابر فساد در  لوی ثارنوالی از طریق هماهنگ ساختن اولویت های این واحد با اولویت های مقابله علیه اخاذی، رشوه ستانی و جعل کاری توسط مقامات حکومتی در سطوح مختلف، کمک بیشتر صورت بگیرد.

    5. با نظارت و تحقیقات جدی در مورد چگونگی معاملات تاجران غیر رسمی اسعار، چهار

  چوب های تنظم کننده و کنترول بالای تجارت اسعار تقویت و تطبیق گردد. همچنین، از

  طریق دادن  مشوق به مرا کز ثبت شده حواله و جریمه شدید مراکز ثبت ناشده ،

  کنترول بیشتر بالای واردات، صادرات و تجارت اسعار ملی و بین المللی، اعمال گردد.

 به ایالات متحده آمریکا و ناتو/آیساف:

 6.  کمک های مالی بگونه ی تنظیم گردد تا نگرانیها در مورد فساد را انعکاس بدهد و بر پاسخگویی در برابر کمک ها در بخش های بازسازی، نیروهای امنیتی افغانستان و بخصوص ریاست عمومی امنیت ملی و سایر ارگانهای امنیتی تأکید بیشتر صورت بگیرد.

 7.  طرزالعمل مبارزه بر ضد شورش باید از طریق بررسی دقیق معلومات و همچنین توسعه منابع معلوماتی، مورد  تجدید نظر قرار گیرد تا  خطر تلفات ملکی و بازداشت های نادرست به حد اقل برسد. میکانیزم پاسخدهی و شفافیت در امر تحقیق در مورد تلفات ملکی، سوء استفاده احتمالی و توقیف های خودسرانه، تقویت شود.

 8.  برای تقرر افراد در چهار چوب نیروهای امنیتی افغانستان بخصوص ریاست عمومی امنیت ملی، طرزالعمل سختگیرانه ی وضع گردد و آن عده مقامات نیروهای امنیتی که در تهیه تسهیلات به شورشیان دست دارند، باید به سر عت از وظیفه خویش منفک گردیده و تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

 9.  میان میزان مصارف برای بالابردن ظرفیت های تاکتیکی نیروهای امنیتی افغانستان و انکشاف تواناییهای تحیقیقی نیروهای تنفیذقانون و نهادهای مبارزه با تروریزم، موازنه ایجاد گردد.

 10.  تا زمانیکه حکومت افغانستان در قبال کمک به قوهء مبارزه با جرایم سنگین، واحد تحقیقات حساس و سایر نهاد های مبارزه بر ضد فساد، تعهد جدی از خود نشان ندهد، کمک ها به توسعه سکتور امنیت در این کشور بصورت قسمی متوقف گردد.

 کابل/بروکسیل 27 جون 2011

 
This page in:
English