You must enable JavaScript to view this site.
This site uses cookies. By continuing to browse the site you are agreeing to our use of cookies. Review our legal notice and privacy policy for more details.
Close
Homepage > Other Languages > Farsi > ایران: مرحله بعدی تنگنای هسته ای کجاست؟

ایران: مرحله بعدی تنگنای هسته ای کجاست؟

نظر اجمالی

در تاریخ 25 آبان 1383، ایران و سه کشور عضو اتحادیه اروپا (فرانسه، انگلیس و آلمان) توافقنامه جدیدی در خصوص توقف فعالیت های هسته ای امضا کردند با این مضمون که ایران تعلیق کامل غنی سازی اورانیوم را  پذیرفته و در مقابل اروپایی ها نیز امتیازات اقتصادی مفصل تری ارائه نمایند.

این توافق در حال حاضر موضوع فعالیت های هسته ای ایران را از ارجاع به شورای امنیت دور نگه داشته، و همانند توافقنامه پیشین در سال 1382، یک گام مثبت است که می تواند بطور موقت فعالیت های هسته ای ایران را متوقف نماید. اما در بهترین حالت این تنها پیش درآمد مذاکرات انتقادی بیشتر در خصوص ترتیبات بلند مدتی است که باید آمریکا را نیز شامل گردد.

یکسال پیش گروه ICG توافق بین ایران و اروپایی ها را یک بحران به تعویق افتاده نامید، چرا که این توافق به موضوعات اساسی توجه نمی کرد. مسائل ناچیزی هم که از آن موقع تغییر کرده عمدتآ بدتر شده که عبارتند از: افزایش بی اعتمادی، انتخاب های قابل استفاده کمتر و وخیم تر از همه نزدیک شدن زمان دسترسی به انرژی هسته ای. با شکست آن توافق، محافظه کاران ایران فشار خود را افزایش داده و کشور برنامه هسته ای خود را دنبال کرده است. ضروری است آمریکا هم ترغیب به یافتن راه حل فراگیری شود که دربرگیرنده منافع امنیتی مشروع ایرانیان نیز باشد.

واشنگتن علیرغم قرار گرفتن در خارج از صحنه مذاکرات، با توافق موافقت نمود اگرچه آن را باور نکرد و از ارائه هرگونه مشوقی خودداری نمود، درهمین حال اعلام خطر می کرد که ایران به ساخت بمب نزدیک تر شده است. آمریکا دو پیش فرض دارد: نخست اینکه، رژیم فعلی ایران مصمم است که به بمب اتمی دست یابد، بنابراین جامعه جهانی نباید با اتخاذ سیاست تشویقی حماقت نماید. دوم، این مشکل فقط توسط یک رژیم جدید در ایران قابل حل می باشد تا یا برنامه هسته ای خود را ترک نماید و یا حداقل تهدیدآمیز بودن آن را کاهش دهد، در نتیجه ارائه مشوق های سیاسی و یا اقتصادی به رژیم فعلی تنها می تواند آن را تقویت کرده و تغییرات ضروری را به تاخیر اندازد.

با توجه به سوابق امر دلایلی برای چنین بدبینی وجود دارد. تهران بطور ماهرانه ای با اتحادیه اروپا و آژانس بین المللی انرژی اتمی بازی می کند و درعین حال بصورتی رفتار می نماید که به نظر می رسد خبرهایی برای پنهان کردن دارد. نقض عملی تعهدات در تعلیق فعالیت های غنی سازی، تولید مقدار قابل توجهی هگزا فلوراید اورانیوم و ادامه کار بر روی راکتور آب سنگین، - در کنار دیگر فعالیت های مشکوک – به زحمت اعتمادی بر می انگیزد.

مقامات تهران که سیاست های مختلفی را در خصوص مسائلی همچون حمایت از گروه های خشونت گرا یا مخالفت با صلح اعراب – اسرائیل دنبال می کنند مطمئنآ علاقه شان به این مسائل کمتر خواهد شد، و با توجه به وجود نارضایتی عمومی شدید، تغییر سیاسی احتمالی نمی تواند کاملآ قابل احتراز باشد. بالاخره اینکه اتحادیه اروپا و دیگر بازیگران بین المللی همانند روسیه یا چین اغلب به نظر می رسد که حق تقدمی به منافع سیاسی و اقتصادی خود نسبت به نگرانی های مربوط به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای می دهند. با این حال هنوز موضع فعلی آمریکا به علل زیر محکوم به شکست می باشد:  

در ارتباط با برنامه هسته ای، اگر ایران آماده معامله بر روی جاه طلبی های نظامی خود شود، تنها این آمریکا است که می تواند پاداش سیاسی، اقتصادی یا امنیتی مورد خواست ایران را بدهد، و اگر ایران آماده معامله نمی شود، در این هنگام تنها رد پیشنهاد حسن نیت آمریکا موجب متقاعد شدن دنیا (در مورد خطر فعالیت های هسته ای ایران) خواهد شد. نباید فرض کرد که موضع ایران ساکن و تاثیر ناپذیر نسبت به نفوذ خارجی است: پیشنهاد عادی سازی رابطه با آمریکا ممکن است نظر رژیم را تعدیل کرده و برای کسانی که منتفع از توسعه تجارت می شوند هزینه های برنامه نظامی را افزایش دهد. مطابق هر کدام از سناریوها، آمریکا جهت دستیابی به اهداف مورد نظر باید مشوق های خود را به اروپایی ها اضافه کند.

در ارتباط با موضوع تغییر رژیم، هیچ اطمینانی وجود ندارد که این امر به زودی تحقق پذیرد. حوادث امسال، همچون شکست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس، افزایش شدید قیمت نفت، مشکلات آمریکا در عراق، تندروهای رژیم را تقویت کرده و اعتماد به نفس رژیم را به بالاترین سطح در دهه گذشته رسانده است. آنطور که اصلاح طلبان بحث می کنند، واشنگتن باید از اختلافات درونی رژیم بهره برداری کرده،  کسانی را که طرفدار اقتصاد لیبرال و تجارت هستند به مبارزه با کسانی که از یک اقتصاد بسته منتفع می شوند وادار کند. در عوض آمریکا در حال ایجاد یک اتحاد ملی در رژیمی می باشد (و باید تلاش شود از انجام این کار خودداری گردد) که دشمنی با منافع آمریکا آنرا به سوی ساخت بمب سوق می دهد. بطور خلاصه، زمان دسترسی به بمب هسته ای سریع تر از ساعت تغییر رژیم حرکت می کند.

هیچ کدام از پیشنهاد های آمریکا یک جایگزین واقعی برای سیاست سه کشور اروپایی نمی باشد. تلاش های ضد تکثیر سلاح های جنگی در بهترین حالت هم قابل اطمینان نمی باشند. به نظر می رسد برنامه ایران به اندازه کافی پیشرفت کرده است تا در برابر هر تحریمی ایمن باشد. حمله پیشگیرانه آمریکا و یا اسرائیل متضمن ریسک بزرگی در مقابل یک دستاورد نا معلوم خواهد بود.

آمریکا به مدت چهار سال ایران را تهدید کرده است، اما هیچ مشوق ملموسی برای تغییر رفتار ایران ارائه نکرده است. در حالیکه توانایی جوانان ایران در تغییر دادن رژیم بزرگنمایی شده، ظرفیت تندروها برای تجدید حیات سیاسی دست کم گرفته شده است. آمریکا با وارد کردن فشار گفتاری برای تغییر رژیم، موجب افزایش جاه طلبی ایران برای دستیابی به قدرت هسته ای بازدارنده گردید. حکومت دوم بوش تیازمند مقابله سریع با مسئله ای است که تا به حال بطور جدی از آن خودداری کرده است. این امری است که باید تحقق یابد:

ایران باید فورآ و بدون قید و شرط توافقنامه جدید خود با سه کشور اروپایی، بویژه تعلیق فعالیت های غنی سازی اورانیوم را اجرا کند. هم زمان با رسیدگی آژانس بین المللی انرژی اتمی به صحت اقدامات ایران، مذاکره بر روی ترتیبات بلند مدت نیز باید آغاز گردد.

 برای این که اقدامات مذکور قرین موفقیت باشند، لازم است آمریکا مشوق های اروپا را با مشوق های خود حمایت کند. ایران نگرانی های اقتصادی، سیاسی و امنیتی مشروعی دارد. چشم پوشی ایران از برنامه های نظامی خود فقط زمانی قابل تصور خواهد بود که این نگرانی ها در نظر گرفته شوند. افزایش یکپارچگی در دنیای اقتصاد ( بطور مثال از طریق WTO ) موجب تشدید تقسیم بندی های پنهان در رژیم، تقویت صداهای عملگرا و افزایش هزینه برنامه های نظامی خواهد شد. در وضعیت مطلوب، ایران بطور دائم بدنبال حق ذاتی چرخه سوخت می باشد، اما اگر این امر در چارچوب مقررات معاهده منع تکثیر سلاح های هسته ای و پروتکل الحاقی باشد، ممکن است که غرب مجبور به کنار آمدن با آن گردد. مدیریت مشترک ایرانی/ بین المللی فعالیت های هسته ای – که تحت الزامات NPT نمی باشد– باید بعنوان یک مصالحه قابل قبول مد نظر قرار گیرد.

اگر ایران یک پیشنهاد فراگیر حسن نیت را رد کند، یک برنامه تحریم تدریجی مورد نیاز خواهد بود. به منظور ترغیب آمریکا به دنباله روی روش سیاسی، اتحادیه اروپا و دیگران – چین، روسیه و ژاپن –  در صورت شکست مذاکرات، باید پیش قدم چنین تحریم هایی– ترجیحا با پشتیبانی قطعنامه شورای امنیت – شوند.

امان/ بروکسل، 4 آذر 1383