icon caret Arrow Down Arrow Left Arrow Right Arrow Up Line Camera icon set icon set Ellipsis icon set Facebook Favorite Globe Hamburger List Mail Map Marker Map Microphone Minus PDF Play Print RSS Search Share Trash Crisiswatch Alerts and Trends Box - 1080/761 Copy Twitter Video Camera  copyview Whatsapp Youtube
بررسی دیدگاه های طالبان در باب صلح
بررسی دیدگاه های طالبان در باب صلح
Members of a Taliban delegation, led by chief negotiator Mullah Abdul Ghani Baradar (C, front), walk before a meeting with Afghan senior politicians in Moscow, Russia May 30, 2019. REUTERS/Evgenia Novozhenina
Report 311 / Asia

بررسی دیدگاه های طالبان در باب صلح

برای موفقيت گفتگوی صلح نياز خواهد بود که طالبان روی اين امر تمرکز نمايند که چه ميخواهند، نه اينکه با چه مخالفت دارند. آنها بايد راجع به مسائل کليدی موضع های واضح مذاکراتی را

 انتخاب نمايند و برای متقاعدساختن اعضای خود به اين امر کار کنند که صلح مستلزم سازش است.

خلاصه

با آشکار شدن گفتگوهای صلح در افغانستان، موضع طالبان راجع به تعدادی از موضوعات اساسی که باید با حکومت افغانستان مورد بحث قرار گیرد مبهم و نا مشخص است. این گروه بعضی از رایزنی های مقدماتی را انجام داده است اما راهی درازی تا رسیدن به یک اجماع  در باره نظريات راجع به آینده افغانستان در پیش دارد. برای موفقیت نهایی گفتگوها حیاتی است که طالبان یک دیدگاه سیاسی منسجم برای خود تعریف کنند، بپذيرند که موضع های شان در داخل جامعه افغانستان آزادانه مورد بحث قرار گيرد، و به سازش در میز مذاکره از خود تمایل نشان دهند. دیدگاه این گروه باید موضع های روشن راجع به این که می خواهد چه چیزی، در مقایسه با قانون اساسی و نظام سیاسی افغانستان بعد از سال ۲۰۰۴م، تغییر کند و بر اساس چه میکانیزمی؛ چگونه از حقوق زنان و اقلیت ها محافظت شود؛  و در ساختار نیروهای امنیتی افغانستان، چگونه تغيرات بيايد، به شمول  اینکه چه نقشی جنگجویان طالبان  در ساختار نیروهای امنیتی داشته باشند، را در بربگیرد. ایالات متحده، دیگر تمویل کنندگان و فعالان جامعه مدنی  افغانستان باید، تا حد امکان، با طالبان  به منظور ترغیب این تحریک به روی آوردن به این مسیر وارد گفتگو شوند.

نیاز فوری برای ترتيب کردن موضع های مذاکره و  آماده کردن افراد برای پذیرش سازش ها در هر دو جانب وجود دارد. کابل در دیدگاه اش نسبتاً شفاف بوده است و قابل پيشبينی است که تا حد ممکن برای حفظ وضع موجود  تلاش خواهد کرد. اما دیدگاه های سیاسی طالبان مبهم تر است و پیش بینی این که آن ها در کدام موارد حاضر به سازش هستند یا نیستند مستلزم درجه زیادی از تفسیر بر اساس اطلاعات محدودتری است. بنابراین، این گزارش بر توضیح دیدگاه های طالبان، ارزیابی اينکه تحولات سال گذشته تا چه حد از تغییرات ایدیولوژیکی نمايندگی میکند،  و شناسایی سؤالاتی که این گروه باید برای ورود صادقانه به مذاکرات برای رسیدن به صلح پاسخ دهد، متمرکز است.

طالبان به لحاظ تاریخی از بحث های داخلی و خطری که ایجاد اجماع  در مورد مسائل دشوار حکومت داری و ایدئولوژی برای انسجام آن ها به همراه  دارد  اجتناب کرده اند. آرمان های اصلی این گروه وسیع است و اهداف آن را تعریف می کند: رهایی کشور از حضور نیروهای نظامی خارجی و باز تاسیس آنچه که آن ها حکومت مشروع  اسلامی می  دانند. طالبان که به عنوان یک گروه مسلح از سال ۲۰۰۱م زمانی که ایالات متحده و متحدانش رژیم آن ها را سرنگون کردند، بقای خود را حفظ کرده و فراتر از ریشه های قبیله ای و جغرافیایی خود گسترش پیدا کرده اند معتقدند که به دستیابی به این اهداف نزدیک شده اند. پس از بیش از یک سال مذاکرات دوجانبه، این گروه به تاریخ ۲۹ فبروری ۲۰۲۰م موافقت نامه ای را با ایالات متحده امضاء کرد که بر اساس آن خروج مرحله وار نیروهای خارجی در بدل تعهدات ضد تروریستی طالبان و همچنان تعهد آن ها مبنی بر مذاکره با حکومت افغانستان که مدتها از آن سرباز می زدند، حاصل شد.

در ماه های بعد از توافق نامه ۲۹ فبروری، طالبان و حکومت افغانستان از همدیگر دوری جسته اند و در برابر سازش های سریع در مورد تبادله زندانیان و کاهش خشونت  به میزانی که برای گفتگوهای صلح مساعد باشد، مقاومت کرده اند. فضا برای مذاکرات بین الافغانی تنش آلود است. و اينکه آمریکا ظاهراً مصمم است که حضورش را در افغانستان کاهش دهد، اين روند که از قبل شکننده است با  مخاطر زیادی همراه است. بسیاری در حکومت و جامعه مدنی افغانستان نگرانند که گفتگوها ممکن است پیش از پیش نشانه ای از فروپاشی آن دستاوردهای حقوقی، اجتماعی  و اقتصادی باشد که از سال  ۲۰۰۱م به این سو حاصل شده است. نااطمینانی گسترده نسبت به اهداف طالبان باعث عمیق تر شدن این بیم ها می شود.

سیاست ابهام طالبان در اهدافش نسبت به توافق پس از صلح این نگرانی ها را تشدید می کند. این گروه اقداماتی اندکی را  برای نشان دادن آمادگی اش برای یک سازش معنی دار، انجام داده است که دلیل آن شاید دقیقاً حفظ انسجام  و تقویت موضع اش در چانه زنی ها باشد. شاخه سیاسی آن به مخاطبان جهانی قول می دهد که دولت آینده افغانستان که آن ها نقش رهبری کننده را در آن داشته باشند یک عضو بامسؤوليت نظام بین الملل خواهد بود. اما در  درون، این گروه  پرسش های زیادی را بی پاسخ گذاشته یا به گسترش موضع های متشدد اجازه داده است. از سال ۲۰۱۸م به این سو، نمایندگان این گروه به دیپلمات ها اطمینان داده اند که آن ها در پی یک حکومت "همه شمول" در افغانستان هستند. اما بعضی  از اعضای آن هنوز ادعا می کنند که برای احیای امارتی که این گروه در دهه ۱۹۹۰م به طور انحصاری تأسیس و اداره کرد می جنگند. بیانیه های بیرونی این گروه در رابطه به حقوق زنان و اقلیت ها مبهم است. موضع ها در داخل این گروه خیلی متفاوت است که بیشتر در پرتو عرف های محلی و باورهای فرماندهان فردی تعريف می شود تا به وسیله یک خط مشی سیاسی کلی. حتا این که این گروه برای آینده جنگجویان اش چه می خواهد - یعنی این که آیا آن ها در نیروهای امنیتی جدید افغانستان مدغم شوند یا در ساير جاهای مفيد دیگری مصروف شوند -  نیز نامعلوم است.

 بسیاری از بازیگران منازعه با موضع های حداکثری وارد مذاکره می شوند و موضع های شان را همزمان با پیشرفت گفتگوها، گاهی در طول سال ها، تعدیل می کنند. اما طالبان یک سازمان نظامی سرسخت با پیشینه ای از عدم انعطاف است. برای تقویت چشم اندازها برای مذاکرات سازنده، این گروه باید در ارتباطات استراتیژیک خود از پیام رسانی های مربوط به جنگ خود فاصله بگیرد و خودش را به گفتگوی گسترده تر با جامعه مدنی افغانستان، ادارات بشردوستانه و دیگر جوانب دخیل باز کند. برای موفقيت نهایی گفتگوها، طالبان به پذیرش – و متقاعد کردن اکثر اعضای مسلح اش به- ضرورت به سازش برای حل و فصل حقیقی منازعه بی رحمانه چندین دهه نیاز خواهند داشت.

فعالان جامعه مدنی افغانستان و تمویل کنندگان خارجی باید مشوق گفتگوهای  گسترده تری باشند. حکومت افغانستان باید از هر نوع تغییراتی که در رفتار و گفتار طالبان اتفاق می افتد و از هر نوع روحیه سازش که این گروه از خود نشان دهد، به شکل معامله بالمثل قدردانی نمايد و به آن پاسخ مثبت بدهد. دولت های  خارجی که از روند صلح حمایت می کنند باید طالبان را ترغیب کنند که مشارکت شان در مذاکرات را بر بحث های ماهوی درونی و گفتگوی بیرونی گسترده تر استوار کنند. در حالی که طالبان نیاز فوری به آغاز ایجاد اجماع روی مسائل منازعه برانگیز داخلی دارند، آجندا و طرز پیشرفت مذاکرات باید طوری تنظیم شود که به طالبان وقت بدهد تا در مورد مسائل کلیدی به چنین اجماعی دست یابد.

دوحه/کابل/واشنگتن/بروکسل، ۱۱ آگست ۲۰۲۰م