Arrow Down Arrow Left Arrow Right Arrow Up Camera icon set icon set Ellipsis icon set Facebook Favorite Globe Hamburger List Mail Map Marker Map Microphone Minus PDF Play Print RSS Search Share Trash Crisiswatch Alerts and Trends Box - 1080/761 Copy Twitter Video Camera  copyview Youtube
A member of the Afghan local police meets with soldiers from the U.S. Army at a checkpoint near Combat Outpost Hutal in Maywand District, Kandahar Province, Afghanistan, on January 2013. REUTERS/Andrew Burton
Report 268 / Asia

آینده پولیس محلی افغان

پولیس محلی افغان (ALP) به عنوان یک آزمایش کوچک ایالات متحده آمریکا شروع ، اما به یک بخش مهم دستگاه امنیتی در افغانستان مبدل گردید. در صدها جامعه روستایی ، نیروی های پولیس محلی در خط مقدم جبهه خدمت می کنند که خشونت به درجه ی رسیده است که از 2001 به بعد تا بحال دیده نشده است ، به همان اندازه شورشیان از روی اعتقاد تهدیدات شانرا  در شهرهای بزرگ شروع  کرده اند. پولیس محلی  افغان در میان یک مناقشه ی پالیسی قرار گرفته اند که آیا حکومت کابل با ملیشه ها، شبه نظامیان و دیگر قطعات منظم غیر مسئول بیرون از تشکیل نیروهای امنیت ملی افغان  می تواند به وجه احسن از خود دفاع کند. تجربه مختلط نشان میدهد که پولیس محلی افغان در امنیت جاهای  که عناصر محلی اجازه استخدام افراد را از قریه های که پاسداری میکنند بدهد و جاهایکه به جامعه خویش احترام قایل اند کمک کنند. اما چنین وضعیت در بیشتر والسوالی ها  وجود ندارد. پولیس محلی افغان و ملیشه های طرفدار دولت اقتصادی ولی خطرناک اند، و حکومت کابل باید مانع درخواست برای توسعه و گسترش آنها شود. اصلاحات بخاطر تقویت و بهبود کار مباشرت و سرپرستی ،  منفصل کردن پولیس محلی در بسیاری مناطق که امنیت را بد تر می کنند و ادغام  قطعات باقی مانده با نیروهای امنیت ملی افغانستان لازم است.

بعد از سال 2001 وقتی افسران استخباراتی در شمال افغانستان رسیدند تا ملیشه های محلی را علیه طالبان تحریک کنند، حضور امریکایی ها با تکثیر و ازدیاد نیروی های نا منظم و نیمه منظم همراه بود که توسط  ایالات متحده پشتیبانی میشد. هیچ یک از نیرو های ملیشه به میزان پولیس محلی نرسیده اند  که حالا شاید 29000 تن در 29 ولایت از 34 ولایت افغانستان مستقر باشند. ملیشه های ماقبل پولیس محلی برای نیازمندی  های تکتیکی کوتاه مدت مثل همکاری با تیم مبارزه علیه تروریزم در نقاط مرزی ساخته شده بود؛ پولیس محلی یک تلاش وسیع است تا مشکلات ستراتیژیک را در جنگ علیه طالبان  اصلاح کند. پلان گذاران ایالات متحده امریکا پی بردند که آنها  نیروهای امنیتی افغان را درقریه های فرستاده اند که مردمان محل آنها را بخاطر قوم ، نژاد و دورنمای شهرنیشنی شان به دیده ی یک خارجی و بیگانه می نگرند.

مقامات ارشد افغان تمایل به حمایت از چنین قطعات مردمی  نداشتند، قسماً بخاطریکه آنها مانع قدرت دولت مرکزی می شدند و نیز آنها شبیه ملیشه های اند که در در دهه 1990 در جنگ های داخلی شرکت داشتند. رئیس جمهور حامد کرزی سرانجام خط مش پولیس محلی افغان را بعد از اصرار و سماجت زیاد پذیرفت که آنها اسماً به عنوان "پولیس" دسته بندی می شوند و به وزارت امور داخله پاسخگو میباشند.  او فهرست 10000 نفری برای اقدامات موقت 2-5 ساله را تصویب کرد تا متوجه ازدیاد بی ثباتی شوند، اگرچه  برنامه بطور سریع توسعه یافت. 5 سال بعد مقامات در حکومت اشرف غنی به پلان های فکر می کنند که این رقم  را 45000 برساند و در جستجوی بودجه هستند تا برنامه پولیس محلی را بعد از ختم کمک های مالی ایالات متحده درسپتمر سال 2018 ادامه دهند. 

مقامات امنیتی افغان و امریکا همچنان آزمایشات شانرا با قطعات غیر منظم برای مقابله با شورشیان ادامه می دهند. عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری ، و یک رهبر اسبق ملیشه ها آشکارا فراخوان نیروی 20000 نفری جدید شده است. پیش ازین  مقامات امنیتی سعی دارند  تا ملیشه های 5000 نفری را حد اقل در هفت ولایت به عنوان یک راه حل موقت در مقابل افزایش نا امنی تشکیل دهند. مقامات افغان که در رابطه به نیروهای دارای آموزش کم وسرعت افزایش احساس تردید میکنند شاید در استدلال میان همکاران خود  به شکست مواجه شوند در صورت که  حمله شورشیان در سال 2015 و 2016 طوریکه پیشبینی شده افزایش یابد ، منجر به فشار بیشتر برای اصلاحات سریع میشود.

اگر چه برنامه پولیس محلی افغان  در بسیاری مناطق  امنیت را بیشتر نکرده  و حتی در شمار از مناطق کشمکش و نا امنی را تشدید کرده است. شمار محدود از مردم قریه جات پولیس محلی افغان را به عنوان یک منبع حراست توصیف میکنند، بدون درنظر داشت اینکه ولسوالی های  آنها شاید یک میدان جنگ و یا یک جای امن برای شورشیان شود، اما بیشتر معمول است تا شکایت آنها را بشنویم که پولیس محلی افغان مردم را که باید از آنها حفاظت کنند می کشند. در سال 2014 پولیس محلی در حین خدمت  به احتمال زیاد سه  تا شش مرتبه بیشتر نسبت به همتایان شان در نیروهای امنیت ملی افغان کشته شدند. گاهگاه این طوری بازتاب داده شده که قطعات پولیس محلی بخش مرکزی جنگ شده اند که توسط طالبان به عنوان یک هدف مهم ثبت گردیده است. در جاهای دیگر، میزان بیشترین تلفات در بین پولیس محلی افغان  ناشی از سوء استفاده چنین قطعات – اخاذی، آدم ربایی، کشتار بدون توسل به مراجع قضایی می باشد که منجر با واکنش های مسلحانه میشود.  اساتید مکاتب که از طرف پولیس محلی هتک حرمت شده اند و سلاح می گیرند که به  پوسته های آنها حمله کنند شاید هیچ ارتباط به شورشیان نداشته باشند، و ممکن است شاید به زودی با آرامش به زندگی غیر نظامی خویش برگردند.  چنین موارد نشان میدهد که چگونه پولیس محلی افغان می تواند به جای که کشمکش و جنگ را سرکوب کند ، آنرا ترغیب می کند.

تحولات تاریخی پیشنهاد میکند که توسعه و گسترش بیشتر چنین نیروها یک اشتباه بوده و در عین زمان  درنگ و توقف ناگهانی برنامه شورشیان را از نقطه نظرنظامی تحریک کرده، و اگر جنگجویان قبلی با دقت بیشتر در جامعه و نیروی امنیت ملی دوباره  جمع نگردند به راهزنی و دیگر شکل های غیر قانونی  کشیده خواهند شد . پالیسی های جدید لازم است تا زندگی قطعات پولیس محلی افغان را با سلوک نیک  ثابت شده توسعه داد ، در حالیکه همزمان نیروی پولیس محلی را کاهش داده شود و بالاخره برنامه را به پایان برسد.  دخالت مختلط لازم است تا نظارت و سرپرستی را  بشمول آموزش بیشتر، آزمایش و  انضباط تقویت بخشیده و قطعات باقی مانده پولیس محلی بعد از پروسه منحل سازی در نیروی امنیت ملی مدغم شود.  بسیاری ازبازیگران داخلی  و خارجی  به شمول شورای بزرگان که در آغاز برای تصویب برنامه گرد آمده بودند با ید  اختیار داده شوند تا موقعیت نیروهای پولیس محلی که به بی ثباتی کمک می کنند را شناسایی کنند.  میکانیزم  سرپرستی و نظارت فقط اختیار داشته باشند که  در جای که برنامه عملی نمی شود  پولیس محلی افغان را کاهش  دهند و یا حذف کنند  اما اختیار نداشته باشند که تعداد شان  را بیشتر کنند و یا منابع را به یک مکان جدید انتقال دهند.

فقط رقم محدودی از پولیس محلی موجود در چنین یک سیستم دقیق پذیرفته خواهند شد، اما  آن تعداد باقیمانده  پولیس محلی باید  معادل پولیس ملی افغان معاشات شان افزایش یابد  و از جانب دولت افغانستان و جامعه جهانی به حد کافی حمایت شوند. هم پیمانان واشنگتن مایل نیستند تا در برنامه دخیل باشند ،اما آنها باید نگرانی شان را زمانی که  پولیس محلی افغان پولیس واجد شرایط شده و منحیث یک پروژه نظامی آمریکا حساب نشود کنار بگذارند.

Survivors walk after a blast in Kabul, Afghanistan 13 March 2017. REUTERS/Mohammad Ismail
Commentary / Asia

阿富汗暴乱升级的代价

Taliban attacks in Kabul in late January 2018 are part of an escalation in violence in Afghanistan, where the civilian population is bearing the brunt of a particularly intense winter of fighting.

在短短一个星期里,喀布尔遭受双袭击,造成130人丧生,其中大多是平民。塔利班组织宣称对两次袭击负责。1月20日,5名塔利班自杀式袭击者突破大厦的重重保安设施袭击了洲际酒店,造成至少22人死亡,其中大部分是外国人。几乎一半的死者是阿富汗航空公司卡姆航空的员工。在长达14个小时的围困里,被困人员家属和朋友当晚在酒店外面零度以下寒冷的天气里焦急等待亲人的消息。

一周后,塔利班发动了更为致命的攻击,造成100多人死亡,其中大部分又是平民。这次袭击发生在一栋旧的内务部大楼附近,使用了一辆救护车实施袭击。尽管塔利班之前不对对此类袭击承担责任,这次却很快宣称是自己的行动,但否认其中有平民被杀害。国际红十字会发表了一份声明,谴责这次袭击是“无理智的”,指出救护车应该被用来“拯救生命,而不是摧毁生命”。

第三起自杀式袭击事件是发生于1月29日对阿富汗军队一座军事学院的攻击。“伊斯兰国”组织在当地的分支“呼罗珊行省”宣称对此负责。

这些袭击激起了民众对塔利班的广泛愤怒,促使一些阿富汗政治领导人和积极分子敦促政府镇压塔利班叛乱,而不是和他们寻求和平谈判。一些人甚至要求处决塔利班囚犯;政府官员表示他们正在考虑这个选择。阿富汗总统阿什拉夫·贾尼形容1月27日的袭击为阿富汗的“911事件”,发誓要采取针对塔利班的大规模行动。总统贾尼、其他政客和阿富汗民众都对巴基斯坦表达了类似的愤怒,指责巴基斯坦窝藏塔利班领导人,并把巴基斯坦视为塔利班叛乱组织的关键国外促成者。

The attacks have provoked widespread fury at the Taliban [and] have added to Afghans’ mounting frustration with their government.

这些袭击加重了阿富汗人民对政府的不满。许多人认为,面临2019年总统大选,阿富汗政府由于深陷与潜在政敌的权力斗争而分身乏术,无法充分预防武装分子的袭击。

这些袭击不仅引起了阿富汗人民的愤怒,而且招致了来自国外的强烈谴责。1月29日,美国总统唐纳德·特朗普表示:“他们在到处杀人”。他似乎排除了与塔利班领导人进行对话的可能性:“我们不想和塔利班对话。我们将完成我们必须完成的任务,其他任何人都无法完成的任务,我们有能力做到这一点。”

在特朗普总统发表声明后第二天,副国务卿约翰·沙利文访问喀布尔,似乎要“收回”特朗普总统的声明,表示这是为了突出塔利班最近恐怖袭击的邪恶本质,并没有反映出政策的转变。沙利文在接受记者采访时说,美国总体上仍希望进行和平谈判。

尽管有沙利文的重新声明,但特朗普的话在阿富汗和周边地区有影响力。他的言论应视作美国在阿富汗的新战略。至今为止这些新措施涉及到加大美军在阿富汗的部署和对塔利班的军事行动升级。美国发放的吸引塔利班——至少是吸引塔利班领导人与阿富汗政府进行会谈——的信号则呈现混杂。原则上,即便有特朗普总统1月29日发表上述讲话,但美国高级官员表示,新战略仍同时包括军事和外交方面的努力,以期实现与塔利班的政治和解。然而,美国的外交政策显然已经落后于军事行动。奥巴马政府后期在与塔利班领导人进行的有限接触似乎已经渐趋消逝。

更为广泛的动乱升级

塔利班最近的袭击是在战争广泛升级的情况下发生的。袭击次数增加在过去几年来并不是第一次。尽管如此,阿富汗现在正遭受着2001年以来暴乱最为严重的一个冬天——而冬天通常是停战的季节。

这些形势伴随着美国公开表示其将对塔利班采取越发强硬的军事姿态——冬天将不会提供喘息的机会,而春天则带来愈发猛烈的行动。事实上,阿富汗安全部队和美国军队对塔利班发动的空袭和袭击次数已经再创记录。他们的明确意图是在战争季节之前占据上风,消弱叛乱,让塔利班领导人相信他们不可能在军事上取得胜利。

The U.S. military has stepped up airstrikes, raids and operations by U.S. Special Forces.

整个12月和1月期间,空袭和地面突袭似乎已经影响到塔利班在全国各地的战场机动性,并给其造成了前所未有的冬季损失。面对日益增加的战场压力,塔利班似乎改变策略,开始向阿富汗政府及其安全部队和美国施压,同时减少暴露自己的部队。最近塔利班警告说,他们将更多的利用渗入阿富汗安全部队及其安全盟友的组织分子进行自杀式袭击和攻击。塔利班还威胁进一步对阿富汗和美国军队进行大规模袭击。攻击杀伤力也会由于使用先进的现代设备而增强,如使用狙击步枪、激光瞄准器和夜视镜。

自杀式袭击长期以来一直是塔利班城市战术的一部分。随着2017年对塔利班的军事行动升级——甚至在新的美国战略正式宣布之前——自杀式袭击也随之升级。去年,这类袭击的次数比2016年上升了50%:塔利班自己的记录为48比32(这可能不包括其没有声称负责的袭击)。由于今年塔利班面临进一步的压力,大规模攻击和城市战斗的节奏可能会继续,因为战场上的压力不大可能从根本上削弱其发动此战术的能力。在喀布尔两次遭到上述塔利班攻击的同一周,南部的赫尔曼德省和坎大哈省的首府也遭到自杀式炸弹袭击。

喀布尔的袭击事件表明塔利班在发出自己的信号:美国不能通过军事行动走向和平之路。塔利班发言人扎比胡拉·穆贾希德在一份声明中表示,塔利班 “要向特朗普和巴结他的人传达一个明确的信息,如果美国继续采取攻击政策,不要指望阿富汗人为其奉上鲜花。”通过把喀布尔变成战场,叛乱分子获得更广泛的关注,动摇公众对政府的信心,同时展示他们有继续发动强势袭击的能力。

美国军方加强了美国特种部队的空袭、袭击和行动。2017年12月,美国和阿富汗军队进行了455次空袭,而在2016年12月只有65次。即使在2012年12月,有近100,000名美军驻在阿富汗,当时空袭也仅有200次。总计来说,去年8月至12月期间进行了2,000次空袭,几乎同2015年和2016年的空袭总和一样多。

频繁的空袭可能伤害到了塔利班。但似乎阿富汗军队没能夺取更多领土的控制,而领土控制是美军为衡量军事进展而定义的一个关键指标(美国国防部官员在1月底的报告中表示,2017年10月的数据显示更多的领土被塔利班从阿富汗政府手中夺取了)。

平民苦难不断加重

军事行动的升级显然并没有改善阿富汗民众的安全——这是任何行动是否成功的另一个关键指标,尽管美国政府并未提及。美国阿富汗重建总检察长(SIGAR)在1月下旬的季度报告中表示,从2017年6月1日到2017年11月27日期间的平民伤亡人数(4,474)与去年同期相比增加了13%。由于空袭造成的平民伤亡人数也有所增加。联合国驻阿富汗援助团称,在2017年前9个月的时间里,空袭中平民伤亡人数与2016年同期相比增加了52%。在空袭中伤亡的人口主要来自农村,与塔利班空袭的喀布尔相比,他们的苦难受到的关注要少得多。事实上,塔利班自己宣传的一个重点就是他们声称西方和阿富汗媒体持有双重标准。

并且,尽管代价很高,但军事上的压力并不一定会加强塔利班领导人进行对话的意愿。事实上,情况可能恰恰相反:它会增强塔利班内部更为抵制和解的势力。

The [Taliban] leaders [who have signalled interest in peace talks] may not always be in sync with the mood on the battlefield.

塔利班自己也面临着内部斗争。那些主管政治和民生方面的势力,包括多哈政治办公室的部分领导和代表,近年来似乎已经承认他们不大可能在军事上获胜,并暗示有意和谈。这些领导人的意愿并不总是与战场上的形势相一致。尽管塔利班内部的指挥和控制仍相当连贯,但位于阿富汗之外的领导人发现,越来越难以影响战地指挥官的日常决定,因为这些指挥官在很多情况下享有相当大的自主权,并且他们的部队正在遭受着重大伤亡。这可能意味着倾向谈判的领导人的影响力正在减弱,而态度更强硬的战地指挥官们则掌握更多的权力。

北约领袖延斯·斯托尔滕贝格对塔利班针对喀布尔的袭击发出承诺,北约将继续加大对阿富汗军队的支持。但他也强调了加大外交努力的必要性:“必须加倍努力实现和平与和解。”尽管和平谈判有许多困难,他和美国的其他盟友还是应该敦促华盛顿去做:保持与塔利班领导人进行沟通的渠道敞开,继续与阿富汗的邻国和其他区域大国一起寻求和解方案,最起码要为和平谈判建立基础。

如果不这样做,美国的战略就有可能进一步加剧阿富汗全国范围内的暴乱,使和平之日遥遥无期。位于前线乡村地区的平民遭受战争的苦难最重,但如果塔利班继续实施类似上周的恐怖袭击,首府和其他城镇的民众也也将会被殃及。