icon caret Arrow Down Arrow Left Arrow Right Arrow Up Line Camera icon set icon set Ellipsis icon set Facebook Favorite Globe Hamburger List Mail Map Marker Map Microphone Minus PDF Play Print RSS Search Share Trash Crisiswatch Alerts and Trends Box - 1080/761 Copy Twitter Video Camera  copyview Youtube
A staff member removes the Iranian flag from the stage after a group picture with foreign ministers and representatives of the P5+1 and Iran during the Iran nuclear talks in Vienna, Austria, 14 July 2015. REUTERS/Carlos Barria
Report 173 / Middle East & North Africa

گزارش یک سال اجرای برجام

  • Share
  • Save
  • Print
  • Download PDF Full Report

چکیده

یک سال پس از "روز اجرا"، یعنی 16 ژانویه 2016، توافق هسته‌ای میان ایران و پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به علاوه‌ی آلمان (گروه 1+5) – موسوم به "برنامه‌ی جامع اقدام مشترک" (برجام) – هم موفق بوده و هم در خطر است. برجام تا کنون مقاصد محدود خود را برآورده است: به شکلی موثر و قابل راستی‌آزمایی، تمامی مسیرهای بالقوه‌ی ایران را به سوی سلاح‌های هسته‌ای بسته است، در عین حال درها را به روی اعاده‌ی حیثیت بین الملی و بهبود وضع اقتصادی ایران گشوده است. ولی آسیب‌پذیری این توافق، در سرشت اش نهفته است: این معامله تغییری در معادله دشمنی میان ایران و آمریکا نداده است، که باعث شده توافق در فضای سیاسی بی‌ثباتی قرار گیرد. اگر ایران هنوز این توافق را به سود منافع ملی خود  می داند، باید نه تنها به متن و روح آن وفادار بماند، بلکه از اقدامات تحریک آمیز در منطقه نیز دست بردارد. دولت ترامپ با انتخاب دشوارتری روبروست. می‌تواند توافق را – به عمد یا از روی اهمال -- به هم بزند؛ ولی باید بکوشد به توافقی بهتر-در ازای-بهتر دست یابد، که آنرا برای همه مستحکم‌تر سازد.

درطول یک سال گذشته، دوقطبی شدن فضای داخلی در تهران و واشنگتن در مورد حسن و زیان برجام، غالبا موضوعی را که اهمیت واقعی دارد، زیر سایه برده است: این که برجام موثر بوده و نتایج ملموسی به بار آورده است. برجام، برنامه‌ی هسته‌ای ایران را زیر سخت‌گیرانه‌تر مکانیسم بازرسی که در طول تاریخ اعمال شده قرار داده است، و زمان گریز لازم برای تولید اورانیوم با خلوص لازم برای استفاده در سلاح هسته‌ای را از چند هفته به بیش از یک سال افزایش داده است. از ژانویه 2016، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) عمل کردن ایران به تعهدات برجامی‌اش را شش بار راستی‌آزمایی کرده‌است. کاهش تحریم‌های ایالات متحده، اتحادیه‌ی اروپا و سازمان ملل متحد، به ایران اجازه داده است تا سهم خود از بازار نفت را دوبار به دست آورد، میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدود شده‌ی خود را بازپس بگیرد و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی جذب کند، که اینها، اقتصاد رو به ضعف ایران را به‌ یکی از شکوفاترین اقتصادهای منطقه بدل کرده‌اند.

با‌این‌همه، اجرای برجام – مانند اجرای هر توافق فنی پیچیده‌ای – عاری از نقص نبوده‌است. ایران چند تخلف فنی مرتکب شده‌است که هیچ‌ یک از آنها – به تنهایی یا با هم – تخلف اساسی نبوده‌اند. نکته‌ی تناقض آمیز این است که این تخلفات، کارایی توافق را ثابت کرده‌اند: آژانس هر تخلفی را به سرعت تشخیص داده و ایران آن را اصلاح کرده‌است. در زمینه‌ی لغو تحریم‌ها، مشکلات جدی‌تری در کار بوده ‌است. ایران هنوز از ارتباطات بانکی بین‌المللی عادی محروم است، زیرا موسسات عمده‌ی مالی هنوز دست به عصا راه می روند، امری که بازگشت دوباره‌ی ایران به اقتصاد جهانی را با مانع روبرو کرده و انتظارات بی‌رویه‌ی مردم ایران در زمینه‌ی بهبود سریع وضع اقتصاد را ناکام گذاشته است.

هر یک از دو طرف دیگری را به اتلاف وقت یا کوتاهی در ایفای تعهدات‌اش متهم می‌کند، ولی علل تاخیر در لغو تحریم‌ها متعدد هستند. یکی از این علل، دیوان سالاری سرسام آوری است که عمل به مفاد توافق را برای شرکت‌هایی که از ریسک گریزان‌اند، پرهزینه و پردردسر می‌سازد. عامل دیگری که دستکم به همین اندازه مانع سرمایه‌گذاری است، سایه "بازگشت خودکار" تحریم‌ها در صورت به هم خوردن توافق است. ایران نتوانسته زمینه‌ی لازم برای گشایش اقتصادی بزرگی را که به مردم وعده کرده بود فراهم آورد. فساد افسارگسیخته، ساختارهای مالکیتی غیرشفاف، زیرساخت‌های فیزیکی ضعیف و فضای دشوار قانونی و حقوقی، باعث می شوند که ایران هنوز برای تجارت، محیطی نامساعد باشد. نزاع‌های سیاسی درونی در تهران و بی‌ثباتی اوضاع در واشنگتن، به ابهام‌ها دامن می‌زنند. تعیین‌کننده‌ترین عامل سیاسی ابهام‌آفرین، کنگره‌ی ایالات متحده است، که دشمنی عمیقی با ایران دارد و مشغول بررسی تحریم‌هایی تازه است.

دشمنی کنگره‌ی با ایران به دلیل نگرانی از ظهور دوباره‌ی ایران به عنوان قدرتی منطقه‌ای و نیز آزمایش موشک‌های بالیستیک ایران است. اگر این مسائل در مذاکرات هسته‌ای مطرح شده بودند، توافقی به دست نمی آمد، ولی امروز این عوامل، تهدید اصلی اجرای موفق برجام به شمار می آیند. این به نوبه‌ی خود بدان دلیل است که ظرفیت تحول‌آفرینی برجام هنوز به فعل درنیامده است، چرا که طرف‌های قدرتمند ذی‌نفع کوشیدند برجام را به سقفی محدود‌کننده برای  تنش‌زدایی میان ایران، هسایگانش، و ایالات متحده تبدیل کنند، نه به پایه‌ای برای عادی سازی روابط. معضل اصلی در اینجاست که بدون حل و فصل خصومت سیاسی که ایران را رودرروی همسایگان‌اش و غرب قرار داده، برجام در بهترین حالت توافقی شکننده باقی می‌ماند و اجرای آن ناکارآمد خواهد بود، ولی بدون اجرای کامل برجام نیز حل و فصل خصومت سیاسی فراگیرتر شاید ناممکن باشد.

مسئله‌ساز‌ترین ابهام، رویکرد دولت جدید ایالات متحده است. دانلد ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی‌اش، برجام را به عنوان "بدترین توافقی که تا به حال به امضا رسیده" محکوم کرد. در مقام رئیس جمهور، ترامپ می‌تواند برجام را لغو کند یا از برداشتن گام‌های لازم برای حفظ آن خودداری کند. ولی به هم زدن توافق یا رها کردن آن به حال مرگ، آن هم در شرایطی که ایران تعهدات خود را انجام داده، باعث خواهد شد که دیگر امضاکنندگان توافق – که نماینده‌ی اجماعی تقریبا بین‌المللی هستند – واشنگتن را به طور جدی نکوهش کنند، و احتمالا ائتلاف گسترده‌ای را که برای اعمال تحریم‌ها -- که ابزاری اساسی برای رسیدن به توافق بودند – اهمیت حیاتی داشت، از میان ببرند.

گزینه دیگر ترامپ می تواند سختگیری در اجرای بی کم و کاست برجام باشد در کنار مقابله با سیاست‌های منطقه‌ای ایران که باعث حادتر شدن درگیری‌ها در خاورمیانه شده، متحدان آمریکا را به وحشت انداخته، و دستگاه حاکمه‌ی ایالات متحده را به خشم آورده است. ولی اجرای دقیق توافق، شمشیری دولبه است: اگر ایالات متحده در اجرای توافق جدی نباشد، تاثیری نامطلوب بر توانایی ایران در برخورداری از منافعی خواهد گذاشت که آمریکا متعهد شده‌است توافق نصیب ایران کند. خطر واکنش خشن به مانورهای منطقه‌ای ایران این است که در یک مقابله به مثل ویرانگر، شاید برجام قربانی شود.

ایران هم برای پاسخگویی به تلاش‌هایی که برای بر هم زدن توافق می‌شود، گزینه‌هایی در اختیار دارد. ایران می‌تواند مظلوم‌نمایی کند، تقصیر را به گردن واشنگتن بیاندازد، و امیدوار باشد که با تلاش برای شکاف انداختن میان ایالات متحده و شرکایش، تحریم‌ها تدریجا مضمحل شوند. ولی این امر مستلزم خویشتنداری در قبال تخطی آمریکا از برجام یا اقدامات تحریک‌آمیزاش خواهد بود. ایران همچنین می‌تواند به برنامه‌ی هسته‌ای خود شتاب ببخشد و دسترسی آژانس را به تاسیسات هسته‌ای خود محدود کند، یا منافع ایالات متحده را در عراق و سوریه تهدید کند، که هر یک از این اقدام‌ها، خطر واکنش نظامی آمریکا (یا اسرائیل) را در بر خواهد داشت. حتی پاسخی ملایم‌تر و سنجیده‌تر هم باعث احیای رویارویی هسته‌ای و پیچیدگی مذاکرات آتی خواهد شد.

تمامی این سناریوها نگران‌کننده‌اند. ولی راه دیگری نیز هست: تلاشی از روی حسن نیت، با رضایت طرفین و متضمن منافع متقابل برای مذاکره‌ی مجدد در باره‌ی جنبه‌هایی از توافق، ممکن است به توافقی “بهتر-در ازای-بهتر” و نتیجه‌ای باثبات‌تر منجر شود. در آمریکا، یک رئیس جمهور جمهوریخواه که از پشتیبانی کنگره‌ای با اکثریت جمهوریخواه برخوردار باشد، اعتباری بسیار بیشتر از باراک اوباما برای ارائه‌ی مشوق به ایران خواهد داشت.

بهسازی برجام در حین اجرای آن نیازمند گفتگویی آرام است که در آن هر دو طرف، نگرانی‌های امنیتی و منافع اساسی طرف مقابل را تصدیق کنند، و خطوط قرمز هسته‌ای و منطقه‌ای خود را بیان کنند. یک نتیجه‌ی چنین گفتگویی ممکن است توافق بر سر متممی باشد که در ازای لغو تحریم‌های اولیه ایالات متحده، برخی از شروط هسته‌ای  برجام را تقویت کند یا شروط غیرهسته‌ای دیگری به آن بیافزاید. اگر این هدف قابل دسترسی نباشد، آمریکا ممکن است تلاش خود را صرف اقداماتی کند که اختصاص به ایران ندارند، از جمله تعمیم برخی از محدودیت‌ها یا شفافیت های برجام به کل منطقه‌ یا حتی به کل جهان.

از جنبه‌ی عملی، واشنگتن باید مجاری ارتباطی خود با تهران را باز نگه دارد و به وزارت خزانه داری خود اختیار بیشتری برای لغو تحریم‌ها بدهد. ایران باید اکیدا به برجام متعهد بماند و از ماجراجویی هسته ای یا منطقه‌ای به عنوان اهرم فشار، دست بردارد. دیگر اعضای گروه 1+5 باید ایران را متقاعد کنند که از نشان دادن واکنش بیش از حد به تغییر احتمالی لحن و رویکرد آمریکا خودداری کند، ولی در عین حال صریحا به واشنگتن بگویند که اگر بی‌دلیل از برجام کنار بکشد، خود را منزوی خواهد کرد.

ترامپ نخستین رئیس جمهور آمریکا در بیش از دو دهه است که از نخستین روزی که وارد کاخ سفید می‌شود، نباید نگران عبور ایران از آستانه‌ی توانایی تولید سلاح هسته‌ای باشد. اگر ترامپ بکوشد با اعمال زور به طور یک‌جانبه برجام را تغییر دهد، این توافق ممکن است پایدار نماند، که نتیجه‌اش شعله ور شدن دوباره‌ی بحران هسته‌ای و تشدید بی‌ثباتی در منطقه خواهد بود. ولی ترامپ این بخت را دارد که در همه‌ی جبهه‌ها موفق شود: توافقی کاربردی‌تر و باثبات‌تر، چارچوبی برای مدیریت اختلاف‌ها با ایران، و حتی شاید خونریزی کمتر در خاورمیانه..

واشنگتن/بروکسل، 16 ژانویه 2017

A British Royal Navy patrol vessel guards the oil supertanker Grace 1, that's on suspicion of carrying Iranian crude oil to Syria, as it sits anchored in waters of the British overseas territory of Gibraltar, historically claimed by Spain, 4 July 2019. REUTERS / Jon Nazca

Iran Briefing Note #4

Iran Briefing Notes highlight and provide context for the previous week’s major events featured on International Crisis Group’s Iran-U.S. Trigger List. This infographic resource tracks developments on key flashpoints between Iran, the U.S. and their respective allies in the Middle East.

Events of Note

4 July: British forces detain an Iranian supertanker off the coast of Gibraltar purportedly carrying oil to Syria

7 July: Iran announces enrichment level above JCPOA limits; warns of further steps in 60 days

8 July: Saudi-led coalition claims it thwarted a Huthi attack against a commercial vessel in the Red Sea

9 July: U.S. sanctions three Hizbollah officials, including two members of Lebanon’s parliament

9-10 July: Senior French official visits Tehran

10 July: The IAEA holds a special meeting called by the U.S. on Iran’s nuclear activity

10 July: President Donald Trump indicates that Iran “sanctions will soon be increased, substantially”

Abseiling Grace

British Royal Marines on 4 July boarded and seized the Grace 1, a tanker bearing Iranian crude oil off the coast of Gibraltar.

Why it matters: In a statement, the Gibraltar government indicated that the Grace 1 was bound for the Banias refinery in Syria, putting it afoul of EU sanctions against that country. Iran disputed the destination claim and argued that the detention was “piracy, pure and simple”; President Hassan Rouhani on 10 July called it “a stupid move” and indicated that “you will understand its consequences later”. U.S. National Security Advisor John Bolton applauded the operation as a “real Fourth of July present”, which comes at a time when Iran’s fleet is engaged in a cat-and-mouse game to export oil without detection, including to its allies in Damascus. The incident further complicates Tehran-London relations, amid concerns that the UK position on the JCPOA might be getting closer to Washington’s and further away from Berlin and Paris.

Spin Cycle

Iran announced, and the IAEA on 8 July confirmed, that it had raised uranium enrichment levels beyond the 2015 nuclear agreement’s boundary.

Why it matters: Tehran’s decision to follow a breach of the JCPOA’s quantitative cap of 300kg on low-enriched uranium by pushing past the qualitative limit of 3.67 per cent enrichment is another incremental escalation to press the JCPOA’s parties into relieving the burden of unilateral U.S. sanctions; it is also designed to warn the U.S. of more to come if its maximum pressure campaign continues. But incremental is the key: Iran’s moves are calibrated to add urgency without emergency, neither significantly reducing breakout times for a weapon nor restricting inspections at sensitive sites. In other words, Tehran aims to do enough to send a strong warning to Europe and the U.S., but not enough to justify either snapback of UN sanctions or a military response. While the U.S. may have hoped to galvanise international support for a harder stance against Tehran at a 10 July meeting at the IAEA, Washington’s own role in precipitating the crisis did little to win over the agency’s board of governors.

A High-stakes Summer

A senior aide to French President Emmanuel Macron visited Tehran on 9 June.

Why it matters: European diplomats might want to start checking if their summer vacation plans have a cancellation policy. With the clock now ticking on Iran’s new 60-day deadline before further breaches of the JCPOA, the next two months are likely to see a diplomatic surge aimed at defusing the current crisis. President Hassan Rouhani spoke with his French counterpart on 6 July and agreed to try to revive multilateral dialogue by 15 July. For the Europeans, the interactions go in two directions: first, to encourage Tehran to reverse course by offering to expedite ongoing work on financial channels that circumvent U.S. sanctions (INSTEX); second, to prod Washington to consider some form of sanctions relief. One possible way forward would be for Tehran to resume its compliance with the JCPOA and make progress on the release of U.S.-Iranian dual citizens detained in Iran in exchange for some U.S. sanctions relief, most importantly concerning Iranian oil exports. But this would require the Trump administration relenting somewhat on its maximum pressure campaign, which is not particularly likely.

What to Watch

11 July: Beijing hosts Afghanistan conference with both U.S. and Iranian participation expected

12 July: Hizbollah chief Hassan Nasrallah scheduled to give a television interview

14 July: Anniversary of JCPOA’s finalisation in 2015

15 July: Senior European diplomats convene for the EU Foreign Affairs Council

15 July: President Macron’s deadline for resumption of multilateral dialogue over JCPOA

Mid-July: Iranian Foreign Minister Javad Zarif visits New York

Click here to see the U.S.-Iran Trigger List, and here for a two-page, printable PDF of the Briefing Note.

CRISISGROUP