icon caret Arrow Down Arrow Left Arrow Right Arrow Up Line Camera icon set icon set Ellipsis icon set Facebook Favorite Globe Hamburger List Mail Map Marker Map Microphone Minus PDF Play Print RSS Search Share Trash Crisiswatch Alerts and Trends Box - 1080/761 Copy Twitter Video Camera  copyview Whatsapp Youtube
گزارش پنجمین سال اجرای برجام: تولدی دوباره؟
گزارش پنجمین سال اجرای برجام: تولدی دوباره؟
Employees work in the Natanz nuclear facility 300 kilometers south of Tehran 20 November 2004. REUTERS
Report 220 / Middle East & North Africa

گزارش پنجمین سال اجرای برجام: تولدی دوباره؟

با خروج دولت ترامپ از توافق هسته‌ای و نقض تعهدات ایران، برجام سال ۲۰۲۱ را در حال تقلا برای ادامه حیات آغاز می‌کند. زمانی که دولت بایدن رسماً شروع به کار کند، واشنگتن و تهران باید سریعاً و به موازات یکدیگر برای احیای برجام به همان شکلی که هست اقدام کنند. 

  • Share
  • Save
  • Print
  • Download PDF Full Report

تحولات اخیر: از وقتی که دولت ترامپ از برجام خارج شد و تحریم‌های اقتصادی خسارت‌باری را علیه جمهوری اسلامی وضع کرد، توافق هسته‌ای حتی در بهترین شرایط هم سست و متزلزل بوده است. در پاسخ به اقدامات آمریکا، تهران برجام را نقض کرد و فعالیت‌های هسته‌ای‌ خود را گسترش داد. تحلیف رئیس جمهور منتخب، جو بایدن، می‌تواند نقطه عطفی در این نزاع باشد.

اهمیت موضوع: عمر استراتژی فشار حداکثری ترامپ بعد از ناکامی در رسیدن به اهدافش رو به پایان است. احیای برجام که منافع قابل توجهی در زمینه عدم اشاعه سلاح‌های اتمی دارد، می‌تواند به تعاملات دیپلماتیک گسترده‌تری بین ایران و آمریکا بیانجامد. اما اگر تهران، واشنگتن و یا هردو بخواهند بازگشت به برجام را مشروط به تحقق خواسته‌های بیشتری کنند، مسیری را رفته‌اند که به بن‌بست منتهی می‌شود.

راه‌کارها: ایران و دولتِ در آستانه تشکیل بایدن، باید سریعاً در جهت احیای توافق هسته‌ای به همان شکلی که هست اقدام کنند. ارائه جدول زمانیِ مرحله‌بندی شده برای بازگشت کامل هر دو طرف به تعهدات برجامی‌شان احتمالاً بهترین گزینه موجود برای زدودن تنش‌های هسته‌ای و منطقه‌ای است. چنین اقدامی می‌تواند امکان گفت‌وگوهای گسترده‌تری را با رئیس جمهور بعدی ایران فراهم کند.

چکیده

توافق هسته‌ای یا همان برجام به هر مکافات وارد ششمین سال از حیات خود شد. اما همچنان به صورت فزاینده‌ای در حال ضعیف شدن است چراکه تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا کما فی‌السابق مانع از تحقق وعده برجام برای عادی‌سازی اقتصادی شده و ایران در پاسخ، بیش از پیش تعهدات هسته‌ای‌ کلیدی‌اش را نقض کرده است. دولت ترامپ که روزهای پایانی خود را سپری می‌کند، معتقد بود که استراتژی فشار حداکثری‌ به انعقاد قرارداد هسته‌ایِ بهتری منجر خواهد شد. اما نه تنها این سیاست تهدید و اجبار شکست خورد، بلکه دستاوردهای برجام در حوزه عدم اشاعه سلاح‌های اتمی را نیز از بین برد و در منطقه،‌ ایران را در موضعی تهاجمی‌تر قرار داد. دولت در آستانه تشکیلٍ بایدن، در صورت پایبندی ایران به تعهداتش، باید سریعاً به برجام بازگردد. اینگونه بایدن می‌تواند به بهترین شکل ممکن، از یک بحران هسته‌ای در اوایل شروع به کارش جلوگیری کند، امتیازات مالی توافق هسته‌ای را که به مردم ایران وعده داده شده بود تسهیل کند و مقدمات مذاکرات آینده را بر سر موضوعات فراتر از برجام مهیا کند.

زمانی که برجام منعقد شد، محدود بودن‌‌اش نقطه قوت‌اش محسوب می‌شد. این قرارداد دغدغه استراژیک مشترک بین آمریکا و سایر قدرت‌های جهانی را در مرکز توجه‌‌ قرار داد:‌ مهار کردن برنامه هسته‌ای ایران. این قدرت‌ها نگرانی‌های دیگری نیز در مورد ایران داشتند، خصوصاً در مورد برنامه موشکی و قدرت افکنی‌های این کشور در منطقه. اما همگی تصدیق می‌کردند شدیدترین خطری که ایران می‌تواند برای صلح و امنیت بین‌المللی داشته باشد تولید سلاح هسته‌ای است. دولت ترامپ اما رویکرد متفاوتی را در پیش گرفت و معتقد بود ایران تحت فشار اقتصادی، هم در مورد برنامه هسته‌ای‌اش و هم درمورد سایر مسائل، بیش از پیش عقب‌نشینی خواهد کرد. در نتیجه ایران با تجربه سه سال متناوب رکود اقتصادی هزینه‌های هنگفتی را متحمل شد و اعضای باقیمانده در برجام در تسکین این درد ناتوان بودند. 

از بین بردن انگیزه اصلی ایران برای پایبندی به تعهدات هسته‌ای‌اش منجر شد تهران نه تنها محدودیت‌های بیشتری را نپذیرد بلکه خود را از قید و بند‌های موجود نیز برهاند. در اوایل ژانویه، ایران جدیدترین اقدام از سری اقدامات نگران‌کننده‌اش در جهت نقض برجام را انجام داد: بالابردن سطح غنی‌سازی اورانیوم به ۲۰ درصد که به کاربرد نظامی آن بسیار نزدیک است و تهدید به محدود کردن فعالیت‌ بازرسان آژانس که اساسی‌ترین دستاورد برجام محسوب می‌شود. در این میان، اختلافات بین دو طرف و متحدین‌شان بالا گرفته است. منتقدین برجام مصمم هستند که ادامه دادن به زور و فشار، به توافقی بهتر خواهد انجامید. اما واقعیت این است که تا کنون تمام دستاورد این مسیر تضعیف توافق موجود بوده است. دوران فشار حداکثری بدترین نتایج را به دنبال داشته است: رکود اقتصادی برای ایران، نگرانی‌های بین‌المللی فزاینده در مورد برنامه هسته‌ای تهران و شدت گرفتن تنش‌های منطقه‌ای. 

بیشتر از نصف عمر برجام نه تنها در غیاب یک عضو کلیدی، همراه با تلاش‌های مجدانه آمریکا برای تضعیف این توافق سپری شد. اینکه این قرارداد بعد از این همه سختی جان سالم به در برده خود گویای قدرتِ جوهره اصلی برجام است: مهار کردن فعالیت هسته‌ای ایران در برابر رهایی این کشور از چنگ تحریم‌هایی که در پاسخ به همان فعالیت‌ها وضع شده بود. تجدید این طرز نگاه اهمیت بسیار زیادی دارد که با آغاز به کار قریب‌الوقوع دولت جدید در آمریکا تحت ریاست رئیس جمهور منتخب، جو بایدن، امکان‌پذیر نیز هست. اما این مهم نیازمند این است که هم تهران و هم واشنگتن در کنار سایر اعضای برجام هر چه سریع‌تر و با حسن نیت در جهت احیای این توافق قدم بردارند. ادغام دیپلماسی با اقدامات برتری‌جویانه برای اهرم‌سازی هرچه بیشتر و طرح خواسته‌های فراتر از برجام توسط امضاکنندگان به نزاعی قابل پیش‌بینی، و به همان اندازه قابل اجتناب، منجر خواهد شد. اعضای برجام می‌توانند با اقدامات زیر توافق هسته‌ای را احیا کنند:

  • دولت بایدن به پیمودن مسیری خلاف خروج ترامپ از برجام متعهد شود، با تعلق وام ۵ میلیاردی صندوق بین‌المللی پول به ایران برای مبارزه با همه‌گیری کرونا موافقت کند و از معافیت انسان‌دوستانه تحریم‌های آمریکا در عرصه عمل اطمینان حاصل پیدا کند.
  • ایران با ارائه یک جدول زمانی با مشورت کمیسیون مشترک برجام و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در عرض دو تا سه ماه کاملاً به تعهدات برجامی‌اش بازگردد، سانریفیوژهای مازاد را از کار بیاندازد و ذخائر اورانیوم غنی شده‌ را صادر یا رقیق کند تا به حد مجاز در برجام برسد. 
  • آمریکا، مشروط بر تأییدیه آژانس بین‌المللی اتمی مبنی بر تطابق کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران با برجام، برای لغو تحریم‌های دوران ترامپ اقدام کند. دو طرف باید این اقدامات را فازبندی کنند به نحوی که به موازات هم صورت بگیرند.
  • همه اعضاء در جهت شناسایی فرصت‌های همکاری، زمینه را برای مذاکرات بعدی فراهم کنند، نه اینکه بر سر موضوعات اختلافی بر طبل خصومت بکوبند. می بایست یک گفت‌و‌گوی منطقه‌ای، با حمایت ایالات متحده، سازمان‌ ملل و گروهی از کشورهای اروپایی تشکیل شود. چنین نهادی می‌تواند در بدو امر بر جنگ پرهزینه و فاجعه انسانی در یمن تمرکز کند که همه اعضاء از خاتمه آن منتفع می‌شوند.

برجام کلیدی طلایی نبود که بتواند به خصومت دیرینه بین ایران و آمریکا پایان دهد. قرار هم نبود تمام مسائلی را حل کند که رابطه تهران با غرب و همسایگانش را تحت تأثیر قرار می‌دهند. اما آنچه که به آن دست یافت، که هنوز هم می‌تواند مؤثر باشد،‌ یک قرارداد عدم اشاعه‌ی موثر‌ است که پرداختن به سایر مشکلات و دغدغه‌ها را آسان‌تر کند. 

واشنگتن/بروکسل/تهران، ۲۶ دی ۱۳۹۹