ایران و گروه 1+5: حل مکعب روبیک هسته ای
ایران و گروه 1+5: حل مکعب روبیک هسته ای
Table of Contents
  1. Executive Summary

ایران و گروه 1+5: حل مکعب روبیک هسته ای

  • Share
  • Save
  • Print
  • Download PDF Full Report

چکیده

گفتگوها در مورد برنامه هسته ای ایران مهمترین اتفاقی است که در منطقه آشفته خاورمیانه در جریان است. اولین گام در نوامبر 2013 با امضای توافقنامه ای برداشته شد که یک دهه تاخت و تاز بی ثمر دیپلماتیک میان طرفین درگیر را متوقف ساخت و بالاخره به یک نتیجه مثبت رساند. این دستاورد نادر، چارچوبی را برای یک توافق عادلانه برسر کنترل تسلیحات فراهم ساخت و می تواند اساس یک موافقتنامه فراگیر هسته ای باشد. اما نباید بیش از حد خوشبین بود. تعلیق برخی از جنبه های برنامه غنی سازی اورانیوم و تحریم ها به مراتب آسان تر از به عقب برگرداندن آنها است. بی اعتمادی عمیق و وقت تنگ است. همچنین این روند در برابر فشارهای منتقدان داخلی و منطقه ای آسیب پذیر است. توافقنامه ژنو از یک سو به دو طرف اجازه داد مواضع خود را به یکدیگر نزدیک کنند و از سوی دیگر شکاف عمیق بین آنها را هویدا کرد. موفقیت تنها درصورتی ممکن است که این توافق –دست کم در شرایط کنونی- جدا از متن پیچیده ی منطقه ای اش ادامه یابد. توافق در نهایت زمانی پایدار خواهد ماند که طرف های مذاکره به تدریج به جایی برسند که به منافع مشروع یکدیگر احترام بگذارند. اما رسیدن به آن مرحله تنها با امضای توافقنامه دقیق و فنی هسته ای ممکن خواهد بود.

هدف اصلی گروه 1+5 (پنج عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد به علاوه آلمان) محدود کردن برنامه هسته ای ایران است. در ژنو، جایی که این توافقنامه – موسوم به برنامه ( اقدام مشترک) مشترک- امضا شد، برای اولین بار گروه مذکور توافق کرد که ایران ظرفیت محدودی از غنی سازی را حفظ کند. اما در این دور از گفتگو ها از تهران خواسته شد که توانایی غنی سازی را به میزان چشمگیری به عقب برگرداند، تاسیسات غنی سازی زیرزمینی فردو و نیروگاه آب سنگین اراک را مسدود کند؛ و با ارایه اطلاعات کامل درباره فعالیت های گذشته اش و دادن اجازه دراز مدت به بازدیدهای سرزده از این تاسیسات، ماهیت صلح آمیز برنامه ی هسته ای خود را ثابت نماید.گروه 1+5 بر پایه این واقعیت که بازگشت ایران به فعالیت های هسته ای از منفعل کردن دوباره ایران ساده تر است، به حفظ اهرم تحریم ها، حتی تا پایان زمان توافق نهایی ، تاکید می کند. 

ایران بر این باور است که هدف اصلی گروه 1+5 تنها مهار برنامه هسته ای کشور نیست، بلکه هدف این گروه اساسا مهار جمهوری اسلامی هست. ایران مدعی است که با امضای پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای 1968، ثابت کرده است که برنامه ی هسته ایش ماهیت تسلیحاتی ندارد. تهران به دلیل هزینه بسیار زیادی که برای زیرساخت های هسته ای خود پرداخته است، بر حفظ بخش اصلی این زیرساخت ها تاکید دارد. این کشور هرچند برای آنکه آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) ماهیت صلح آمیز برنامه اش را تایید کند انجام بررسی های گسترده از سوی آژانس را پذیرفته است، اما تاکید دارد که این اقدام باید موقتی باشد و الزامات امنیت ملی کشور را محترم بشمارد. در عین حال ایران می خواهد که غرب نیز در مقابل این اقدامات به طور متقابل اقدام کند.

از همین آغاز به نظر می رسد که شرایط حداکثری گروه 1+5 – هم از این نظر که تا چه حد دامنه توانایی هسته ای ایران را قابل تحمل می داند و هم از این رو که تا چه حد حاضر است تحریم ها را کاهش دهد- با خواسته های حداقلی ایران فاصله دارد. با این حال، هنوز رسیدن به توافقی فراگیر بر سر برنامه ی محدود هسته ای امکان پذیر است. البته چنین توافقی ممکن است کشورهایی چون عربستان سعودی و اسراییل را که اصولا با توانایی غنی سازی ایران در هر سطحی مخالفند راضی نسازد. مذاکره کنندگان اما نمی توانند بر سر تعریف "نیاز عملی" ایران به غنی سازی اورانیوم (آنچه که در ژنو تایید شد) به جایی برسند، زیرا گروه 1+5 و ایران در این مورد تفسیرهای ناهمگونی دارند. معیار قرار دادن زمان لازم برای غنی سازی اورانیوم مورد نیاز یک سلاح اتمی یا "آستانه گریز" نیز گفتگوها را در شرایط بهتری قرار نخواهد داد، زیرا تعیین این مدت بر یک محاسبه نظری غیردقیق و تغییرپذیر اتکا دارد.

راهکار نهایی، تن دادن به توافقی است که خواسته های حداقلی طرفین را برآورده سازد: برای ایران برنامه غنی سازی در سطح معنی داری، پیشرفت پایدار علمی و کاهش محسوس تحریم ها، و برای گروه 1+5 کشیدن دیواری بین توانایی های هسته ای غیرنظامی و بالقوه نظامی ایران، ساز و کارهای نظارت دقیق و زمان کافی و همکاری ایرانی ها برای اعتمادسازی به صلح آمیز بودن برنامه هسته ای اش می تواند خواسته های حداقلی باشد. چنین راه حلی ممکن است کار را در جلب حمایت داخلی از توافق هسته ای آسان تر سازد و زمینه ایجاد رابطه جدید و متفاوت از گذشته را میان طرفین فراهم کند.

این گزارش طرحی است برای دستیابی به چنین توافقی و بر چهار هدف استوار است: تفکیک توانایی های هسته ای غیرنظامی و نظامی ایران از طریق محدود کردن موقتی بخش هایی از برنامه ی هسته ای که بیشترین زمینه را برای برنامه نظامی دارد؛ تقویت شفافیت از طریق اجرای مکانیسم های شدید نظارت و بررسی؛ کسب اطمینان از اجرای توافق ها و سرپیچی نکردن از تعهدات بوسیله سازوکارهای عینی و اجباری نظارت و داوری، و درعین حال پیشه کردن تدبیرهایی به منظور اقدام مناسب در برابر تخطی احتمالی یکی از طرفین؛ و تقویت انگیزه های طرفین برای متعهد ماندن به توافقنامه با استفاده از امکانات تشویقی به جای استفاده از ابزار صرفا منفی.

توافقنامه فراگیر مبتنی بر این اصول باید در سه مرحله اعمال شود. اولین مرحله آن باید با اقداماتی آغاز شود که تعهد طرفین نسبت به این روند را به طور واضح نشان دهند و مزایای فوری و ملموس به همراه داشته باشند. انجام تعهدات سنگین تر به زمانی موکول گردد که کار بیشتری بر روند مذاکرات صورت گرفته باشد، زمانی که هزینه عقب نشینی از تعهدات سنگین تر شود و حداقل حمایت برخی از کشورهای بدبین تر به این روند نیز جلب شده باشد.

عناصر اصلی این رویکرد عبارتند از:

  • تعریف برنامه غنی سازی معنی دار در ایران در حدی که درصورت خودداری کشورهای دیگر از فراهم سازی سوخت هسته ای، ایران بتواند نیاز خود را به سرعت تامین کند، اما چنین اقدامی تنها در صورتی ممکن باشد که امکان شناسایی بی درنگ و واکنش به ممکن باشد؛
     
  • ایجاد تغییراتی در راکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک به شکلی که میزان تولید پلوتونیوم آن کاهش یابد؛
     
  • تبدیل تاسیسات زیرزمینی فردو به مرکز تحقیقات و توسعه به نحوه که قابل استفاده برای تولید سلاح هسته ای نباشد؛
     
  • اعمال اقداماتی در زمینه شفافیت که فراتر از تعهدات کنونی ایران است اما با نگرانی های مشروع امنیتی و حیثیتی آن کشور همخوانی داشته باشد، و درعین حال گروه 1+5 موقت بودن این اقدامات را تایید نماید؛
     
  • کاهش قابل توجه اما برگشت پذیر تحریم ها در مراحل اولیه توافق فراگیر، و به دنبال آن کاهش تحریم ها با سرعت بیشتر با استفاده از تعویق های طولانی مدت یا فسخ تحریم ها با عنایت به پیشرفت هایی که در مسایل هسته ای بدست می آید؛
     
  • ارایه بسته های تشویقی از طریق تقویت روابط بازرگانی، و افزایش همکاری های هسته ای غیر نظامی و انرژی تجدید پذیر میان طرفین؛
     
  • هماهنگ کردن پیام ها برای دادن اطمینان به متحدان و رقیبان منطقه ای طرفین، و اجتناب از تحریک تندروان در عین اقناع نیروهای داخلی در مورد این توافق.

پیشنهادهای مفصلی که در ادامه می آید، این مسیر را در 40 گام خلاصه می کند. این مسیری است که برای هردو طرف ریسک هایی را در پی دارد. هیچ تضمینی که ایران پس از دور شدن توجه بین المللی، به تعهدات خود پابند باقی بماند وجود ندارد. همچنین نمی توان به یقین گفت که کنگره آمریکا این توافق را قبول می کند و به رییس جمهوری آن کشور اختیارات لازم را در رابطه با تحریم ها خواهد داد.

به رغم این خطرها، گزینه های دیگر جاذبه چندانی ندارند. انجام توافق های جزیی و موقتی احتمال دستیابی به توافق نهایی را کاهش خواهد داد، انتظارات هیچ یکی از طرفین را برآورده نخواهد کرد و باعث تقویت منتقدان تندرو خواهد شد. بازگشت به وضعیت سابق که در آن هر یکی از طرف ها اهرم های فشار را به امید وادار کردن طرف مقابل به تسلیم به تدریج افزایش می دهند، هم ممکن است به سناریویی منجر شود که در آن ایران درحالی که زیر بار سنگین تحریم ها به شدت آسیب دیده، به بمب هسته ای دست یابد. خطرناک ترین بخش این سناریو یک حمله نظامی خواهد بود که به طور موقت حرکت هسته ای ایران را به عقب براند اما به بهای افزایش انگیزه اش برای دستیابی به سلاح هسته ای بعنوان تنها بازدارنده از تجدید چنین حمله هایی و تشویق آن کشور به دست زدن به اقدام های تلافی جویانه ی نامتقارن یا غیرمتعارفی تمام می شود که پیامدهای منطقه ای غیر قابل پیش بینی اما به یقین فاجعه آمیز خواهد داشت.

اگر احتمال شکست گفتگوها بالا باشد، پیامدهای شکست از آن نیز خطرناک تر است. دست کم اینکه شکست گفت و گوها منجر به کاهش احتمال موفقیت در آینده خواهد شد، زیرا این امر اعتماد طرفین را خدشه دار خواهد کرد و آن ها را وادار به اتخاذ موضع سخت گیرانه تری خواهد کرد. تعاملی که منافع اصلی همه طرف ها را تامین کند، برنامه ی هسته ای ایران را محدود سازد، و اقتصاد و اعتبار بین المللی آن کشور را بازسازی نماید، باعث خواهد شد که منطقه و جهان امن تری داشته باشیم.

Executive Summary

In a region of troubles, the negotiations over Iran’s nuclear program stand out. The first-step agreement, signed in November 2013, broke a decade of futile diplomatic forays punctuated by mutual escalation. The product of a rare confluence of political calendars and actors, it set a framework for a balanced arms-control agreement that could form the basis of a comprehensive nuclear accord. But reasons for caution abound. It is easier to pause than to reverse the escalation pitting centrifuges against sanctions. Mistrust remains deep, time is short, and the process remains vulnerable to pressure from domestic and regional detractors. In bringing the sides together, the accord revealed the chasm that separates them. Success is possible only with political will to isolate the deal – at least for now – from its complex regional context. It will ultimately be sustainable only if the parties, building on its momentum, recognise that their rival’s legitimate interests need to be respected. But a far-reaching resolution of differences will be possible only after a relatively narrow, technical nuclear agreement.

Iran's Nuclear Crisis: A Real Breakthrough. CRISIS GROUP

Iran's Nuclear Crisis: A Real Breakthrough

Senior Analyst Ali Vaez explains the recent progress in nuclear negotiations between Iran and the P5+1. CRISIS GROUP

The main objective of the P5+1 (the five permanent UN Security Council members plus Germany) is to constrain Iran’s nuclear program. In Geneva, where the agreement – officially known as the Joint Plan of Action – was signed, the group for the first time agreed to Iran maintaining some enrichment capacity. But it has demanded that Tehran significantly roll back its enrichment capabilities, close the bunkered enrichment facility in Fordow and heavy-water plant in Arak; and demonstrate the peaceful nature of its nuclear program by detailing past activities and allowing, for an extended period, intrusive monitoring. Fearing that it would be easier for Iran to reverse its nuclear concessions than for the West to renew its isolation, the group insists on retaining sanctions leverage, even through implementation of the final step of a comprehensive agreement.

Avi Vaez Video Cover

Iran's Nuclear Crisis: How Sanctions Work

Senior Analyst Ali Vaez explains the real power behind sanctions. Crisis Group

Iran believes that the P5+1’s objective is to contain not simply its nuclear program, but also the Islamic Republic itself. It contends that it has been singled out, uniquely among signatories of the 1968 Treaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons (NPT), to prove a negative, that its nuclear program does not aim at weaponisation. Tehran insists on preserving a substantial part of its nuclear infrastructure, in view of the enormous cost it has paid for it. While willing to accept heightened verification measures in order to enable the International Atomic Energy Agency (IAEA) to establish the peaceful nature of its program, it insists that they be temporary and respectful of its national security requirements. It also demands significant and immediate Western reciprocation of any nuclear concession.

From these starting points, it would appear that the P5+1’s maximum – in terms of both what it considers a tolerable residual Iranian nuclear capability and the sanctions relief it is willing to provide – falls short of Iran’s minimum. Nevertheless, it is still possible to reach a comprehensive agreement on a limited nuclear program – though an uncomfortable one for sceptics like Saudi Arabia and Israel that object on principle to Iran retaining any enrichment capacity. Negotiators will not get far, however, by trying to define Iran’s “practical needs” for enriched uranium (an approach endorsed in Geneva), since needs are a matter of interpretation about which Iran and the P5+1 differ. Focusing on “breakout time” – the time required to enrich enough uranium for one weapon – will not stand them in better stead, as it is based on theoretical, unpredictable and plastic calculations.

Ali Vaez Video Cover

Iran's Nuclear Crisis: The Way Forward

Senior Analyst Ali Vaez looks at the way forward in the nuclear negotiations between Iran and the P5+1. SHOW MORE CRISIS GROUP

What is needed, rather, is a compromise that satisfies both sides’ irreducible, bottom-line requirements: for Iran a meaningful enrichment program, continued scientific advancement and tangible sanctions relief; and for the P5+1, a firewall between Iran’s civilian and potential military nuclear capabilities, airtight monitoring mechanisms and sufficient time and Iranian cooperation to establish trust in the exclusively peaceful nature of the country’s nuclear program. Such a solution would enable them to sell the deal at home and serve as a springboard for developing a different kind of relationship.

This report presents a blueprint for achieving that agreement. It is guided by four objectives: building a firewall between Iran’s civilian and potential military nuclear capabilities by constraining the most proliferation-prone aspects of its nuclear program; enhancing transparency by establishing rigorous monitoring and verification mechanisms; ensuring implementation and deterring non-compliance by establishing objective and compulsory monitoring and arbitration mechanisms, as well as by devising, in advance, potential responses to breaches by either party; and bolstering the parties’ incentives to remain faithful to the agreement by introducing positive inducements rather than purely negative ones.

A comprehensive agreement based on these principles should be implemented in three phases, the first of which would start with steps that clearly demonstrate the parties’ commitment to the process and provide them with immediate tangible benefits, while delaying the heavy lifting until their investment in the process is greater, the costs for withdrawing higher and at least some sceptics have bought into the process.

The basic elements of the approach include:

  • permitting Iran a contingency enrichment program that could be dialled up in the event of nuclear fuel denial, though constrained enough that any breakout could be promptly detected and, through a defined response, thwarted;
     
  • converting the heavy-water research reactor in Arak to diminish the amount of plutonium it produces;
     
  • transforming the bunkered facility in Fordow into a proliferation-resistant research and development centre;
     
  • introducing transparency measures that exceed Iran’s existing obligations but conform with its legitimate security and dignity concerns and that the P5+1 should acknowledge will be temporary;
     
  • providing Iran significant but reversible sanctions relief in the early stages of the comprehensive agreement, followed by escalating further relaxation, including open-ended suspension or termination of restrictions in accordance with progress on the nuclear front;
     
  • establishing positive incentives by strengthening trade ties, and increasing civilian nuclear and renewable energy cooperation between the parties; and
     
  • coordinating messages to reassure both sides’ regional allies and rivals, and to avoid inciting hardliners as leaders sell the agreement at home.

The detailed recommendations that follow lay out this path in 40 actions. It is a path that carries risks for both sides. There is no guarantee that Iran will remain faithful to its commitments after international attention shifts. Nor is there certainty that the U.S. Congress will accept the deal and provide the president with the necessary authority on sanctions.

These risks notwithstanding, the alternatives are less attractive. A series of partial, interim deals would lessen the chances of reaching a final agreement, fall short of satisfying either party and strengthen hardline critics. A return to the status quo ante, with each side ratcheting up its leverage in the hope of forcing the other to capitulate, would very possibly lay the tracks for a scenario in which Iran attains a nuclear bomb while sanctions cause it grave harm. Most dangerous would be a military strike, which could set back Iran’s nuclear march temporarily, but at the cost of spurring it to rush toward the ultimate deterrent, while retaliating in a variety of asymmetric or non-conventional ways, with unpredictable but certainly tragic regional ramifications.

If odds of the talks collapsing are high, the stakes of failure are higher. At the very least, a breakdown would reduce the possibility of success later, as it would erode trust and stiffen positions. The region and the world will be a safer place for a compromise that protects everyone’s core interests, contains Iran’s nuclear program and rehabilitates the country’s economy and international standing.

Philippe Errera
Draft text for reviving the 2015 nuclear agreement as shared by France's lead negotiator in February. Philippe Errera
Briefing 87 / Middle East & North Africa

آیا هنوز احیای برجام ممکن است؟

فرصت ایران و آمریکا برای احیای برجام هنوز به طور کامل از بین نرفته اما امید به توافق در حال کمرنگ شدن است. اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، طرفین باید اهداف محدود و موقت را در دستور کار قرار دهند و زمینه را برای توافقی دیگر فراهم کنند، نه اینکه اجازه دهند خطر مقابله نظامی افزایش یابد.

  • Share
  • Save
  • Print
  • Download PDF Full Report

تحولات اخیر: چشم‌انداز احیای برجام به طور چشم‌گیری در نوسان بوده است. مذاکرات وین که در اسفند سال پیش تا مرز توافق پیش رفت، در تیر امسال تقریباً به بن‌بست رسید. در مرداد ماه بخت توافق دوباره قوت گرفت، اما در شهریور فروکش کرد. پیام‌هایی که در مورد پیش‌نویس موجود ردوبدل می‌شوند هنوز نتوانسته‌اند به نتیجه‌ای رضایت‌بخش برای تهران و واشنگتن بیانجامند.

اهمیت موضوع: اگرچه هر دو طرف در کلام به ادامه دیپلماسی برای احیای برجام متهعد مانده‌اند، اما در عمل اگر مذاکرات بدون برنامه و هدف مشخص طولانی شود یا شکست بخورد، ورود به یک مارپیچ پرتنش اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. برنامه‌ریزی و آمادگی برای بی‌نتیجه ماندن مذاکرات یا سناریوی عدم توافق می‌تواند در کاهش تنش‌ها و مدیریت خطر مقابله نظامی مفید باشد.

راهکارها: برای رسیدن به توافق هنوز امید و راه باریکی وجود دارد. اما اگر گفتگوها طولانی شوند و یا شکست بخورند، بهترین گزینه‌ی پیش‌رو توافق بر سر تعهدات تک‌بندی متقابل و احترام به خطوط قرمز یکدیگر به منظور اجتناب از افزایش تنش‌های هسته‌ای و منطقه‌ای است. بدین شکل طرفین زمان می‌خرند و فرصت پیدا می‌کنند به تصویری از یک توافق پایدارتر دست یابند. 

مقدمه

از فروردین ماه ۱۴۰۰، امضاکنندگان برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) برای احیای این توافقنامه – که با خروج ایالات متحده در زمان زمامداری ترامپ به کما رفت – مشغول گفتگو بوده‌اند. مذاکرات بین ایران، آمریکا و ۴+۱ – فرانسه، بریتانیا روسیه چین و آلمان – با سرپرستی اتحادیه اروپا در طی هشت دور در وین برگزار شد. تا اسفند ماه، مذاکره‌کنندگان به متنی دست یافته بودند که تقریباً نهائی بود. اما از آن زمان روند گفتگوها پسرفت کرده است: از طرفی جنگ روسیه در اوکراین اولویت قدرت‌های جهانی را تغییر داده و مانع همکاریشان با هم شده و از طرف دیگر اختلاف‌نظرهای تهران و واشنگتن بر سر مسائل کلیدی بی راه‌حل مانده‌اند.

اتحادیه اروپا در صدد یافتن راهی برای مصالحه است، اما مسئول سیاست خارجی آن معتقد است طرفین در مسیر واگرایی قرار دارند و در نتیجه دستیابی سریع به توافق بعید به نظر می‌رسد. انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در آمریکا فضا را برای پیشرفت مذاکرات تنگ کرده است. اگر طرفین هیچ اقدام تنش‌زایی انجام ندهند، ممکن است بتوانند قبل یا بعد از انتخابات نوامبر از خط پایان عبور کنند. اما این امکان هم هست که گفتگوها به درازا بکشند و یا شکاف بین مواضع طرفین قابل پر کردن نباشد. اگر چنین شود، طرفین باید به سمت یافتن یک راه‌کار موقت بروند که ترکیبی باشد از توافق بر سر تعهدات تک‌بندی متقابل و احترام به خطوط قرمز یکدیگر به منظور مدیریت خطر تقابل نظامی.

پیش‌نویسی که در اسفند روی میز گذاشته شد تقریباً برای تمامی مسائل اساسی مورد اختلاف جواب داشت: اینکه ایران چگونه بار دیگر برنامه هسته‌ای‌اش را با محدودیت‌های برجامی تطبیق دهد، آمریکا چه محدوده‌ای از تحریم‌ها را لغو کند و توالی اجرای تعهدات طرفین چطور باشد. به موازات، تهران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، برای به نتیجه رسیدن تحقیقات پادمانی در مورد فعالیت‌های گذشته ایران در مکان‌های اعلام نشده، بر سر یک نقشه راه توافق کردند. اما بررسی‌های آژانس به جایی نرسیدند که هیچ، تهران و واشنگتن هم مشغول سروکله زدن بر سر اختلافاتی شدند که قبلاً فکر می‌کردند حل شده یا نزدیک به حل شدن بودند.

علت اصلی بن‌بست پیش آمده این است که طرف مقابل یا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد برخی از خواسته‌های ایران را تأمین کند. تهران، به منظور جلوگیری از بدعهدی دولت بعدی در واشنگتن و تکرار تجربه ترامپ، تضمین می‌خواهد که منافع اقتصادی احیای برجام ماندگار باشند. کاخ سفید اعلام کرده قابلیت اجرای چنین خواسته‌ای را ندارد چراکه در آمریکا از نظر حقوقی رئیس جمهور نمی‌تواند جانشین خود را آنچنان که ایران می‌خواهد ملزم به کاری کند. ایران همچنین خواهان بسته شدن تحقیقات آژانس بین‌المللی اتمی در مورد فعالیت‌های هسته‌ای گذشته‌اش است و معتقد است اگر چنین نشود، اینگونه رسیدگی‌ها می‌توانند به یک روند سیاسی بی‌انتها تبدیل ‌شوند. اما اگر آژانس به خواسته ایران تن دهد، در واقع در تضاد با مأموریت و وظیفه اصلی‌اش، یعنی حسابرسی هسته‌ای، عمل کرده است. در نتیجه هم آمریکا و هم تروئیکای اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) با چنین ایده‌ای مخالف هستند.

اخیراً پیشرفت‌هایی صورت گرفت که برای مدت کوتاهی بارقه امید احیای برجام را روشن کرد. در اواسط مرداد، اتحادیه اروپا بعد از روزها مشورت با همه اعضاء، پیش‌نویسی را ارائه داد. از آن زمان تا کنون، ایران و آمریکا چندین مرتبه نقطه نظرات و پیشنهادات خود را در مورد آن متن ردوبدل کرده‌اند اما هنوز چشم‌انداز رسیدن به متنی مرضی‌الطرفینی مبهم است. از طرفی ایران از خود انعطاف حداقلی نشان می‌دهد و از طرف دیگرد موکرات‌ها به شکل فزاینده‌ای مایل نیستند درست پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، در کنگره درگیر مباحث جنجال‌برانگیز مربوط به توافق با ایران شوند. در نتیجه رسیدن به توافق قریب‌الوقوع بنظر نمی‌رسد. اما آنچه قطعی است آن است که اقدامات تنش‌زا و یا اتفاقات غیرمنتظره می‌توانند نابودکننده موقعیتی باشند که شاید آخرین شانس احیای برجام است.

علی‌رغم اینکه مصالحه و به نتیجه رسیدن مذاکرات وین به سود همه طرف‌ها است، هدف بازگشت مشترک به توافق می‌تواند دور از دسترس باقی بماند که در آن صورت، چرخش به سمت دوران پسابرجام ناگزیر خواهد بود. در حال حاضر تهران نسبت به قابلیت کشور برای خنثی کردن اثر تحریم‌ها خوشبین و نسبت به ارزش رفع تحریم‌های‌ آمریکا بدبین است. بعلاوه به زعم خیلی‌ها منافع رفع تحریم زودگذر هستند، حتی اگر در کوتاه مدت قابل توجه باشند. در واشنگتن، با تشدید فشار از سمت مخالفان توافق از یک سو و پیشرفت‌های هسته‌ایِ برگشت‌ناپذیرِ ایران از سوی دیگر، هزینه سیاسی دنبال کردن یک توافق بحثبرانگیز رو به افزایش است. همچنین در میانه سایر بحران‌های موجود، وضعیت «عدم توافق» کنونی هنوز به اولویت‌های اصلی سیاست خارجی بایدن اضافه نشده است. اما از آنجا که برنامه هسته‌ای ایران از همیشه به کسب قابلیت تسلیحاتی نزدیک‌تر شده و با حداکثر ظرفیت خود جلو می‌رود، شرایط فعلی به راحتی می‌تواند به سمت یک بحران هسته‌ای منحرف شود، مگر اینکه طرفین مسیر باثبات‌تری را انتخاب کنند.

اگر تلاش برای احیای برجام به درازا بکشد و یا بدتر از آن، شکست بخورد، پیش‌بینی مواضع ایران و آمریکا دشوار نیست. واشنگتن بیش از پیش بر اعمال و توسعه تحریم‌ها متمرکز می‌شود و احتمالاً حمایت رو به رشد متحدان اروپایی را هم خواهد داشت. از دیگر اجزاء رویکرد واشنگتن، تکیه بر تهدید استفاده از زور خواهد بود، خصوصاً اگر، برخلاف امروز، نشانه‌هایی از حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای موجود باشد. از آن سو، تهران تقریباً به طور قطع هم برنامه هسته‌ای‌اش را گسترش خواهد داد و هم در خاورمیانه آمریکا و متحدانش را تحریک خواهد کرد – یا به شکل مستقیم یا غیرمستقیم و از طریق شرکای منطقه‌ای. در نتیجه موازنه شکننده‌ی «نه توافق، نه بحران» کنونی پایدار نخواهد ماند.


اگر مذاکرات وین به توافق احیای برجام نیانجامد، باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی و بررسی راه‌های جایگزین حیاتی خواهد بود. برنامه‌ریزی احتیاطی برای فردای بدون برجام باید از الان آغاز شود. بعضی از گزینه‌ها که در گذشته شدنی بودند در حال حاضر امکان وقوع ندارند. زمانی بود که بنظر می‌رسید ایران و آمریکا می‌توانند برای رسیدن به توافقی بهتر، یا بیشتر در برابر بیشتر، از برجام عبور کنند. اما با توجه به فضای بی‌اعتمادی موجود و انتظارات ناسازگار در روند احیای توافقی که همه طرف‌ها آن را به عنوان مبنا پذیرفته بودند، به سختی می‌توان تصور کرد چنین راه‌کاری امروز شانسی برای موفقیت داشته باشد. توافق موقت، یا کمتر در برابر کمتر – یعنی یک سری عقب‌گرد‌های هسته‌ای محدود در برابر امتیازات اقتصادی محدود – نیز محتمل نیست چراکه سقف آنچه آمریکا مایل است در چنین توافقی ارائه کند احتمالاً از کف مطالبات ایران کمتر خواهد بود.

در چنین وضعیتی، قناعت می‌تواند در عملی شدن هر رویکردی کلیدی باشد. یک احتمال این است که روی توافقات تک‌بندی تمرکز شود. به عنوان مثال، یک اقدام هسته‌ای در برابر رفع یک تحریم. اما حتی اعمال این راهکار هم ساده نخواهد بود. گزینه دیگر پیشرفت در زمینه توافقات بشردوستانه است، از جمله مبادله زندانیان دو تابعیتی که در هر صورتی پسندیده است و به ایجاد فضایی بهتر برای ادامه گفتگوهای هسته‌ای کمک می‌کند. در نهایت، فارغ از اینکه طرفین بتوانند در موارد ذکر شده به تفاهم برسند یا خیر، باید خطوط قرمز و تله‌های انفجاری را بشناسند تا نگذارند تنش‌های فزاینده هسته‌ای و منطقه‌ای به مارپیچی از تنش تبدیل شوند. در این راستا، تهران و واشنگتن می‌توانند از طریق واسطه‌های اروپایی و منطقه‌ای با هم در ارتباط باشند. این وضعیت ممکن است در بلندمدت پایدار نباشد، اما حداقل برای طرفین زمان می‌خرد تا به شکل اساسی بررسی کنند تا چه میزان الگوهایی که دو دهه از دیپلماسی هسته‌ای را شکل داده بودند هنوز قابل اتکا هستند و چگونه می‌توان آنها را اصلاح کرد تا از رسیدن به نقطه‌ای که برای همه خطرآفرین است اجتناب شود.

تهران/واشینگتن/بروکسل، ۲۱ شهریور ۱۴۰۱

Subscribe to Crisis Group’s Email Updates

Receive the best source of conflict analysis right in your inbox.