شورشیان در افغانستان بعد از انتقال
شورشیان در افغانستان بعد از انتقال
Table of Contents
  1. Executive Summary
The U.S. and the Taliban after the Killing of al-Qaeda Leader Ayman al-Zawahiri
The U.S. and the Taliban after the Killing of al-Qaeda Leader Ayman al-Zawahiri
Report 256 / Asia

شورشیان در افغانستان بعد از انتقال

خلاصه گزارش

جنگ در افغانستان در سال 2013 وارد مرحله جدیدی شده است طوریکه جنگ به طور فزاینده ای به یک مسابقه بین نیروهای امنیتی افغان و شورشیان محلی تبدیل شده است. بسیاری در داخل و خارج دولت در پی دور اول نسبتا موفق  انتخابات ریاست جمهوری در  5  اپریل 2014  در مورد ثبات بیشتر خوشبین اند. با این حال، هر گونه شادی و سرخوشی باید توسط یک ارزیابی واقع بینانه از چالش های امنیتی که جانشین رییس جمهور کرزی در دوره گذار 2014-2015 روبرو خواهد شد میزان شود. برای کابل ممکن غلبه کردن به این چالش بدون کمک های دوامدار و عمده امنیتی، سیاسی و اقتصادی مشکل خواهد بود.

روند کلی یکی از خشونت و حملات شورشیان است.  خروج مداوم سربازان بین المللی کلاً  همزمان با افزایش خشونت و بدتر شدن دسترسی کابل در ولسوالی های دور افتاده بوده است. با این حال، شورشیان قادر به تصرف شهرها و شهرستانها عمده نشده اند، و بعضی از نقاط، صلح و ثبات  بیشتر را در غیاب نیروهای بین المللی تجربه کرده اند. با این حال، اعتماد به نفس در حال افزایش شورشیان، چنانچه  توانایی شان  برای جمع آوری تشکل های بزرگتر برای  تهاجم  مشاهده و ثابت شده  چانس برای مذاکرات صلح  معنی دار  در سطح ملی را در 2014-2015 کاهش می دهد.

بررسی دقیق چهار ولایت - فاریاب، کنر، پکتیا و قندهار - عوامل اساسی را نشان میدهد که  ممکن جنگ در کوتاه مدت بدتر شود. دشمنی های تاریخی و شکایات حل نشده  که در برخی موارد، به طور موقت با حضور نیروهای نظامی بین المللی موجود از آن خودداری یا اجتناب شده بود در حال بدتر شدن است. در فاریاب، این تنش ها تا حد زیادی قومی/نژادی هستند در حالی که در ولایت کندهار آنها بیشتر قبیله ای هستند، اما در تمام ساحات  انتقالی کار های متنوع ناتمام وجود دارد که ممکن منتج به خشونت بیشتر در دوره پس از 2014شود. به همین نحو، درگیری میان بازیگران طرفدار دولت ممکن است ، طور که طرف  های محلی پس از کشمکش ها و زدوخورد  های اخیر میان نیروهای دولتی در ولایت پکتیا پیش بینی کرده اند بیشتر شود. وضعیت در قندهار نیز به یک تصویر از بدرفتاری  در مقابل افغان ها  به دست نیروهای امنیتی خودی را ، که با نظارت کمتر نیروهای خارجی در ساحه عمل میکنند نشان میدهد ، که سبب پروردن نارضایتی ها و تغذیه  شورش می شود . در نهایت، با وجود لفاظی های امیدوار کننده، پاکستان پناهگاه های امن و سایر حمایت های خویش از شورشیان را کاهش نمیدهد  در حالی که پاسخ های خصمانه افغانستان - به خصوص در کنر و کندهار – منجر به بدتر شدن روابط مزی میشود.

هیچ یک از این روند  بدین معنی نیست  که افغانستان برخلاف ترس که وجود دارد محکوم به تکرار سقوط دولت مانند اوایل دهه 90 می باشد، مخصوصاْ در صورت که کمک های قوی بین المللی ادامه یابد . در حقیقت،  نیروهای افغان تلفات  را در سال 2013 متحمل شدند که ریکورد های قبلی را شکستاند، و از برخی مناطق در مواجهه با افزایش شورش عقب نشینی کردند، اما سرعت عملیات خود را در بسیاری از نقاط کشور حفظ کردند. افغانستان هنوز با کمبود مردان جوان که پولیس و ارتش ملی ملحق شوند مواجه نیست ،  و میتوانند  تعداد پرسنل امنیتی را که پست شان را ترک می کنند جبران کنند . دولت قادر به انتقال تدارکات در امتداد شاهراه ها به مراکز شهری میباشد . انسجام و اتحاد نیرو های امنیتی افغانستان و یا عدم  آن ممکن است در سال های آینده  به اثبات قطعی برسد اعلی رغم اینکه در پکتیا گزارش های جزئی در سال 2013 از جنگ واحد های افغانی علیه همدیگر  پدیدار شد، و در حالی که کمک کنندگان بین المللی مایل به پرداخت معاشات آنها میباشند ، تعداد مطلق از پرسنل امنیتی افغان شاید تا حد ۳۷۰۰۰۰ فعلی  مانع جدی برای منافع استراتژیک در مقیاس بزرگ  برای شورشیان میباشد.

این اگرچه طالبان و دیگر گروه های شورشی را از فشار برای دستاوردهای نظامی متوقف نخواهد کرد. با وجود یک حرکت کوتاه مدت به سمت مذاکرات صلح در دوحه، رفتار شورشیان در مکان های که نیروهای خارجی از آن خارج شده اند هیچ تمایل به کند کردن روند جنگ نشان نمی دهد. آنها جاده ها را مسدود، قلمرو روستایی را تصرف ، و تلاش می نمایند تا مراکز اداری ولسوالی ها را درهم بشکنند. با خطر کمتر از حمله نیروهای بین المللی, شورشیان گروه های بزرگتر از مبارزان را جمع کرده و به طور فزاینده ای  درجنگ های روبرو با پرسنل امنیتی افغان درگیر میشوند که بعضی از جنگ ها هفته هارا دربر می گیرد. حملات رو به افزایش نشان می دهد که شورشیان موفق در ایجاد انگیزه به مبارزان خود در غیاب نیروهای خارجی، تغییر شعارهای خود از تماس به مقاومت در برابر اشغال کشور توسط کافران به تاکید روی استدلال علیه "رژیم دست نشانده " و یا "خائنان به اسلام" در دولت میشوند .برتری در حال ظهور گروه های انشعابی مانند محاذ فدائیان همچنین نشان می دهد شورش در سالهای بعدی فاقد خشونت و وحشیگری نخواهد بود.

برای اولین بار، شورشیان تقریبا تلفات بسیاری به نیروهای امنیتی افغانستان در سال 2013 رساندند به همان حد که خود شان تلفات را متقبل شدند، و گذارش های زیادی از جنگ در ولسوالی های دور افتاده نشان می دهد که دو طرف تقریبا در قدرت مشابه بودند. نگرانی هایی وجود دارد که تعادل می تواند به نفع شورشیان در برخی از نقاط که نیروهای خارجی ترک میکنند تغییر کند. رئيس جمهور کرزی از رسیدن به توافق با ایالات متحده آمریکا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که میتواند حضور تعداد کمی از نیروهای بین المللی را بعد از دسامبر 2014 اجازه دهد امتناع ورزیده است. دو کاندید پشتاز برای دور دوم انتخابات  ریاست جمهوری  عهد کرده اند که توافق نامه امنیتی با ایالات متحده را امضا کنند که این به نوبه خود اجازه توافق روی وضعیت نیرو های ناتو (NATO Status of force agreement) را میدهد.   در حالیکه حفظ تعداد مشروط از نیروهای بین المللی برای عقب راندن شورشیان کافی نمی باشد، عدم حضور آنها میتواند کاملاْ باشد. نیروهای امنیتی افغان هنوز هم نیاز به حمایت از نیروهای بین المللی دارند و امضای توافقنامه امنیتی و توافق روی وضعیت نیروها شاید اثرات غیر مستقیم داشته باشد، یک علامت مهم از تعهدات را در یک زمان آسیب پذیر برساند و اینچنین حمایت دوامدار مالی، انکشافی و دیپلوماتیک را تشویق کند.

با یا بدون پشتیبانی  نیروهای بین المللی، دولت افغانستان به  تعداد بیشتر هلی کوپتر ، وسایل نقلیه زره پوش، و پشتیبانی لجستیکی برای به انجام رساندن این هدف محدود نیاز خواهد داشت. این ابزار نظامی اضافی به دولت اجازه میدهد تا بیشتر به ارتش افغانستان نسبتا خوب و منظم تکیه کند، نه اینکه مجبور به رجوع نیروهای نامنظم که دارای کارنامه از آسیب رساندن به غیر نظامیان اند شود.

بدیهی است که آینده دولت افغانستان در درجه اول بستگی داردبه رفتار خود آن : تعهد اش به حاکمیت قانون، اقدامات ضد فساد، و دیگر جنبه های حکومت باید نگرانی خود را برای رفاه تمام افغانها نشاندهد. با این حال، مسئولیت همچنین با جامعه بین المللی متکی است. تلاش های ناکافی آن بیش از دوازده سال برای آوردن صلح و ثبات در حال حاضر نباید با بی تفاوتی،بل با تجدید تعهد دنبال داشته باشد.

Executive Summary

The war in Afghanistan entered a new phase in 2013. It now is increasingly a contest between the insurgents and the Afghan National Security Forces (ANSF). Many within and outside the government are more optimistic about stability in the wake of a relatively successful first round of presidential elections on 5 April 2014. However, any euphoria should be tempered by a realistic assessment of the security challenges that President Karzai’s successor will face in the transitional period of 2014-2015. Kabul may find these challenges difficult to overcome without significant and sustained international security, political and economic support.

The overall trend is one of escalating violence and insurgent attacks. Ongoing withdrawals of international soldiers have generally coincided with a deterioration of Kabul’s reach in outlying districts. The insurgents have failed to capture major towns and cities, and some areas have experienced more peace and stability in the absence of international troops. Yet, the increasing confidence of the insurgents, as evidenced by their ability to assemble bigger formations for assaults, reduces the chances for meaningful national-level peace talks in 2014-2015.

A close examination of four provinces – Faryab, Kunar, Paktia and Kandahar – reveals underlying factors that may aggravate the conflict in the short term. Historical feuds and unresolved grievances are worsening after having been, in some cases, temporarily contained by the presence of international troops. In Faryab, these are largely ethnic tensions; in Kandahar they are mostly tribal; but in all transitional areas there is a variety of unfinished business that may result in further violence post-2014. Similarly, clashes among pro-government actors may become more frequent, as predicted by local interlocutors after recent skirmishing between government forces in Paktia. The situation in Kandahar also illustrates the way mistreatment of Afghans at the hands of their own security forces, operating with less supervision from foreign troops, breeds resentment that feeds the insurgency. Finally, despite its rhetoric, Pakistan has not reduced safe havens and other support for the insurgency, while Afghanistan’s hostile responses – especially in Kandahar and Kunar – risk worsening cross-border relations.

None of these trends mean that Afghanistan is doomed to repeat the post-Soviet state collapse of the early 1990s, particularly if there is continued and robust international support. In fact, Afghan forces suffered record casualties in 2013 and retreated from some locations in the face of rising insurgency but maintained the tempo of their operations in most parts of the country. Afghanistan still has no shortage of young men joining the ANSF, offsetting the rising number of those who opt to leave them or abandon their posts. The government remains capable of moving supplies along highways to urban centres. ANSF cohesiveness, or lack of it, may prove decisive in the coming years, and Paktia notwithstanding, only minor reports emerged in 2013 of Afghan units fighting each other. As long as donors remain willing to pay their salaries, the sheer numbers of Afghan security personnel – possibly in the 370,000 range today – are a formidable obstacle to large-scale strategic gains by the insurgents.

That will not stop the Taliban and other insurgent groups from pushing for such gains, however. Despite a short-lived gesture toward peace negotiations in Doha, the insurgents’ behaviour in places where the foreign troops have withdrawn shows no inclination to slow the pace of fighting. They are blocking roads, capturing rural territory and trying to overwhelm district administration centres. With less risk of attack from international forces, they are massing bigger groups of fighters and getting into an increasing number of face-to-face ground engagements with Afghan security personnel, some of which drag on for weeks. The rising attacks show that the insurgents are able to motivate their fighters in the absence of foreign troops, shifting their rhetoric from calls to resist infidel occupation to a new emphasis on confronting the “puppets” or “betrayers of Islam” in the government. The emerging prominence of splinter groups such as Mahaz-e-Fedayeen is a further indication the insurgency will not lack ferocity in the coming years.

For the first time, the insurgents inflicted almost as many casualties on Afghan security forces in 2013 as they suffered themselves, and several accounts of battles in remote districts suggested the sides were nearly matched in strength. There are concerns that the balance could tip in favour of the insurgency, particularly in some rural locations, as foreign troops continue leaving. President Karzai has refused to conclude agreements with the U.S. and NATO that would keep a relatively modest presence of international troops after December 2014. The two presidential runoff candidates have vowed to sign the Bilateral Security Agreement (BSA) with the U.S., which would in turn allow for a NATO Status of Forces Agreement (SOFA). While retaining a contingent of foreign soldiers would not be sufficient on its own to keep the insurgency at bay, its absence could prove extremely problematic. The ANSF still needs support from international forces, and signing a BSA and a SOFA would likely have knock-on effects, sending an important signal of commitment at a fragile time, thus encouraging ongoing financial, developmental and diplomatic support.

With or without backup from international forces, the Afghan government will need more helicopters, armoured vehicles, and logistical support to accomplish that limited objective. Such additional military tools would also permit the government to rely increasingly on the relatively well-disciplined Afghan army rather than forcing it to turn to irregular forces that have a dismal record of harming civilians.

Certainly, the future of the Afghan government depends primarily on its own behaviour: its commitment to the rule of law, anti-corruption measures and other aspects of governance must demonstrate its concern for the well-being of all Afghans. However, responsibility also rests with the international community; its patchy efforts over a dozen years to bring peace and stability must now be followed not with apathy, but with renewed commitment.

Podcast / Asia

The U.S. and the Taliban after the Killing of al-Qaeda Leader Ayman al-Zawahiri

This week on Hold Your Fire! Richard Atwood speaks with Crisis Group’s Asia Director Laurel Miller about U.S. policy in Afghanistan, the Taliban’s foreign relations and what the killing of al-Qaeda leader Ayman al-Zawahiri in the Afghan capital Kabul says about the threat from transnational militants in Afghanistan a year into Taliban rule.

On 31 July, a U.S. drone strike killed al-Qaeda leader Ayman al-Zawahiri in the Afghan capital Kabul. Zawahiri appears to have been living in a house maintained by the family of powerful Taliban Interior Minister Sirajuddin Haqqani. His death came almost a year after U.S. troops pulled out of Afghanistan and the Taliban routed the former Afghan security forces and seized power. The Taliban’s uncompromising rule over the past year has seen girls denied their right to education, many other rights and freedoms curtailed and power tightly guarded within the Taliban movement. The Afghan economy has collapsed, owing in large part to the U.S. and other countries’ freezing Afghan Central Bank assets, keeping sanctions against the Taliban in place and denying the country non-humanitarian aid. Levels of violence across the country are mostly down, but Afghans’ plight is desperate, with a grave humanitarian crisis set to worsen over the winter. The Taliban’s apparent harbouring of Zawahiri seems unlikely to smooth relations between the new authorities in Kabul and the outside world. 

This week on Hold your Fire! Richard Atwood speaks with Crisis Group’s Asia Program Director Laurel Miller about U.S. policy in Afghanistan and the Taliban’s broader foreign relations after Zawahiri’s killing. They discuss what his presence and death in Kabul mean for U.S. policy and what they say about the threat posed by transnational militants sheltering in Afghanistan. They look into how countries in the region are seeking to protect their interests in Afghanistan, including by engaging with the de facto Taliban authorities, and how those countries – particularly Pakistan, which has faced an uptick of violence in the past year – view the danger from foreign militants in Afghanistan. They also look in depth at Washington’s goals in Afghanistan a year after the withdrawal and what balance it should strike between engaging the Taliban or seeking to isolate them. Just over a year after the U.S. withdrawal and Taliban takeover, they reflect back on Washington’s decision to pull out troops. 

Click here to listen on Apple Podcasts or Spotify.

For more on the situation in Afghanistan, check out Crisis Group’s recent report Afghanistan’s Security Challenges under the Taliban.

Subscribe to Crisis Group’s Email Updates

Receive the best source of conflict analysis right in your inbox.