Arrow Down Arrow Left Arrow Right Arrow Up Camera icon set icon set Ellipsis icon set Facebook Favorite Globe Hamburger List Mail Map Marker Map Microphone Minus PDF Play Print RSS Search Share Trash Twitter Video Camera Youtube
شورشیان در افغانستان بعد از انتقال
شورشیان در افغانستان بعد از انتقال
Afghanistan: Growing Challenges
Afghanistan: Growing Challenges
Report 256 / Asia

شورشیان در افغانستان بعد از انتقال

خلاصه گزارش

جنگ در افغانستان در سال 2013 وارد مرحله جدیدی شده است طوریکه جنگ به طور فزاینده ای به یک مسابقه بین نیروهای امنیتی افغان و شورشیان محلی تبدیل شده است. بسیاری در داخل و خارج دولت در پی دور اول نسبتا موفق  انتخابات ریاست جمهوری در  5  اپریل 2014  در مورد ثبات بیشتر خوشبین اند. با این حال، هر گونه شادی و سرخوشی باید توسط یک ارزیابی واقع بینانه از چالش های امنیتی که جانشین رییس جمهور کرزی در دوره گذار 2014-2015 روبرو خواهد شد میزان شود. برای کابل ممکن غلبه کردن به این چالش بدون کمک های دوامدار و عمده امنیتی، سیاسی و اقتصادی مشکل خواهد بود.

روند کلی یکی از خشونت و حملات شورشیان است.  خروج مداوم سربازان بین المللی کلاً  همزمان با افزایش خشونت و بدتر شدن دسترسی کابل در ولسوالی های دور افتاده بوده است. با این حال، شورشیان قادر به تصرف شهرها و شهرستانها عمده نشده اند، و بعضی از نقاط، صلح و ثبات  بیشتر را در غیاب نیروهای بین المللی تجربه کرده اند. با این حال، اعتماد به نفس در حال افزایش شورشیان، چنانچه  توانایی شان  برای جمع آوری تشکل های بزرگتر برای  تهاجم  مشاهده و ثابت شده  چانس برای مذاکرات صلح  معنی دار  در سطح ملی را در 2014-2015 کاهش می دهد.

بررسی دقیق چهار ولایت - فاریاب، کنر، پکتیا و قندهار - عوامل اساسی را نشان میدهد که  ممکن جنگ در کوتاه مدت بدتر شود. دشمنی های تاریخی و شکایات حل نشده  که در برخی موارد، به طور موقت با حضور نیروهای نظامی بین المللی موجود از آن خودداری یا اجتناب شده بود در حال بدتر شدن است. در فاریاب، این تنش ها تا حد زیادی قومی/نژادی هستند در حالی که در ولایت کندهار آنها بیشتر قبیله ای هستند، اما در تمام ساحات  انتقالی کار های متنوع ناتمام وجود دارد که ممکن منتج به خشونت بیشتر در دوره پس از 2014شود. به همین نحو، درگیری میان بازیگران طرفدار دولت ممکن است ، طور که طرف  های محلی پس از کشمکش ها و زدوخورد  های اخیر میان نیروهای دولتی در ولایت پکتیا پیش بینی کرده اند بیشتر شود. وضعیت در قندهار نیز به یک تصویر از بدرفتاری  در مقابل افغان ها  به دست نیروهای امنیتی خودی را ، که با نظارت کمتر نیروهای خارجی در ساحه عمل میکنند نشان میدهد ، که سبب پروردن نارضایتی ها و تغذیه  شورش می شود . در نهایت، با وجود لفاظی های امیدوار کننده، پاکستان پناهگاه های امن و سایر حمایت های خویش از شورشیان را کاهش نمیدهد  در حالی که پاسخ های خصمانه افغانستان - به خصوص در کنر و کندهار – منجر به بدتر شدن روابط مزی میشود.

هیچ یک از این روند  بدین معنی نیست  که افغانستان برخلاف ترس که وجود دارد محکوم به تکرار سقوط دولت مانند اوایل دهه 90 می باشد، مخصوصاْ در صورت که کمک های قوی بین المللی ادامه یابد . در حقیقت،  نیروهای افغان تلفات  را در سال 2013 متحمل شدند که ریکورد های قبلی را شکستاند، و از برخی مناطق در مواجهه با افزایش شورش عقب نشینی کردند، اما سرعت عملیات خود را در بسیاری از نقاط کشور حفظ کردند. افغانستان هنوز با کمبود مردان جوان که پولیس و ارتش ملی ملحق شوند مواجه نیست ،  و میتوانند  تعداد پرسنل امنیتی را که پست شان را ترک می کنند جبران کنند . دولت قادر به انتقال تدارکات در امتداد شاهراه ها به مراکز شهری میباشد . انسجام و اتحاد نیرو های امنیتی افغانستان و یا عدم  آن ممکن است در سال های آینده  به اثبات قطعی برسد اعلی رغم اینکه در پکتیا گزارش های جزئی در سال 2013 از جنگ واحد های افغانی علیه همدیگر  پدیدار شد، و در حالی که کمک کنندگان بین المللی مایل به پرداخت معاشات آنها میباشند ، تعداد مطلق از پرسنل امنیتی افغان شاید تا حد ۳۷۰۰۰۰ فعلی  مانع جدی برای منافع استراتژیک در مقیاس بزرگ  برای شورشیان میباشد.

این اگرچه طالبان و دیگر گروه های شورشی را از فشار برای دستاوردهای نظامی متوقف نخواهد کرد. با وجود یک حرکت کوتاه مدت به سمت مذاکرات صلح در دوحه، رفتار شورشیان در مکان های که نیروهای خارجی از آن خارج شده اند هیچ تمایل به کند کردن روند جنگ نشان نمی دهد. آنها جاده ها را مسدود، قلمرو روستایی را تصرف ، و تلاش می نمایند تا مراکز اداری ولسوالی ها را درهم بشکنند. با خطر کمتر از حمله نیروهای بین المللی, شورشیان گروه های بزرگتر از مبارزان را جمع کرده و به طور فزاینده ای  درجنگ های روبرو با پرسنل امنیتی افغان درگیر میشوند که بعضی از جنگ ها هفته هارا دربر می گیرد. حملات رو به افزایش نشان می دهد که شورشیان موفق در ایجاد انگیزه به مبارزان خود در غیاب نیروهای خارجی، تغییر شعارهای خود از تماس به مقاومت در برابر اشغال کشور توسط کافران به تاکید روی استدلال علیه "رژیم دست نشانده " و یا "خائنان به اسلام" در دولت میشوند .برتری در حال ظهور گروه های انشعابی مانند محاذ فدائیان همچنین نشان می دهد شورش در سالهای بعدی فاقد خشونت و وحشیگری نخواهد بود.

برای اولین بار، شورشیان تقریبا تلفات بسیاری به نیروهای امنیتی افغانستان در سال 2013 رساندند به همان حد که خود شان تلفات را متقبل شدند، و گذارش های زیادی از جنگ در ولسوالی های دور افتاده نشان می دهد که دو طرف تقریبا در قدرت مشابه بودند. نگرانی هایی وجود دارد که تعادل می تواند به نفع شورشیان در برخی از نقاط که نیروهای خارجی ترک میکنند تغییر کند. رئيس جمهور کرزی از رسیدن به توافق با ایالات متحده آمریکا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی که میتواند حضور تعداد کمی از نیروهای بین المللی را بعد از دسامبر 2014 اجازه دهد امتناع ورزیده است. دو کاندید پشتاز برای دور دوم انتخابات  ریاست جمهوری  عهد کرده اند که توافق نامه امنیتی با ایالات متحده را امضا کنند که این به نوبه خود اجازه توافق روی وضعیت نیرو های ناتو (NATO Status of force agreement) را میدهد.   در حالیکه حفظ تعداد مشروط از نیروهای بین المللی برای عقب راندن شورشیان کافی نمی باشد، عدم حضور آنها میتواند کاملاْ باشد. نیروهای امنیتی افغان هنوز هم نیاز به حمایت از نیروهای بین المللی دارند و امضای توافقنامه امنیتی و توافق روی وضعیت نیروها شاید اثرات غیر مستقیم داشته باشد، یک علامت مهم از تعهدات را در یک زمان آسیب پذیر برساند و اینچنین حمایت دوامدار مالی، انکشافی و دیپلوماتیک را تشویق کند.

با یا بدون پشتیبانی  نیروهای بین المللی، دولت افغانستان به  تعداد بیشتر هلی کوپتر ، وسایل نقلیه زره پوش، و پشتیبانی لجستیکی برای به انجام رساندن این هدف محدود نیاز خواهد داشت. این ابزار نظامی اضافی به دولت اجازه میدهد تا بیشتر به ارتش افغانستان نسبتا خوب و منظم تکیه کند، نه اینکه مجبور به رجوع نیروهای نامنظم که دارای کارنامه از آسیب رساندن به غیر نظامیان اند شود.

بدیهی است که آینده دولت افغانستان در درجه اول بستگی داردبه رفتار خود آن : تعهد اش به حاکمیت قانون، اقدامات ضد فساد، و دیگر جنبه های حکومت باید نگرانی خود را برای رفاه تمام افغانها نشاندهد. با این حال، مسئولیت همچنین با جامعه بین المللی متکی است. تلاش های ناکافی آن بیش از دوازده سال برای آوردن صلح و ثبات در حال حاضر نباید با بی تفاوتی،بل با تجدید تعهد دنبال داشته باشد.

Commentary / Asia

Afghanistan: Growing Challenges

Political fractures continue to weaken the Afghan National Unity Government as the Taliban insurgency expands and an Islamic State affiliate strengthens its foothold. In this excerpt from the Watch List 2017 – First Update early-warning report for European policy makers, Crisis Group urges the European Union and its member states to continue to provide technical support to the negotiating process and take measures to alleviate the humanitarian crisis.

This commentary is part of our Watch List 2017 – First Update.

Rising insurgency and a fraught political transition are exacerbating an already pervasive sense of insecurity about Afghanistan’s future. Since the 2014 international military drawdown, the resurgent Taliban has fast expanded its presence countrywide. The Islamic State-Khorasan (IS-K), an affiliate of the Islamic State in Iraq and Syria (ISIS), also has a foothold, albeit limited and mainly in some eastern districts. Two-and-a-half years after it was created to prevent the bitterly contested 2014 presidential election from plunging the country into turmoil, the National Unity Government (NUG) is beset with internal disagreements and dysfunction that undermine the capacity of the Afghan National Defence and Security Forces (ANDSF) to counter the insurgency. The government’s ability to confront significant governance, economic and humanitarian challenges also is weak. Civilian and military casualties as well as the numbers of conflict-displaced and those in need of urgent humanitarian assistance continue to grow.

Rising Insurgency

After the transition to Afghan security forces in 2014, the thinly stretched ANDSF has been battling a growing insurgency on several fronts. According to the U.S. Special Inspector General for Afghanistan Reconstruction (SIGAR) only 57.2 per cent of 375 districts were under government control or influence by 1 February 2017, an almost 15 per cent decline since end-2015. According to the Special Inspector General, 6,785 Afghan forces were killed and another 11,777 wounded from January to November 2016, significant losses at a time when security forces are struggling with personnel retention. The UN Mission in Afghanistan (UNAMA) also reported a 3 per cent increase in civilian casualties (3,498 killed 7,920 wounded) in 2016 over the previous year. The number of high profile attacks in Kabul also was higher during the first three months of 2017 as compared to equivalent periods in previous years. On 21 April, Taliban gunmen and suicide bombers attacked an Afghan army base in the northern Balkh province, killing over 100 military and other personnel and injuring scores more. The army chief and defence minister both resigned the following day. Two attacks in March targeted police stations and a military hospital, killing 73 and wounding over 240 people.

Preventing the loss of more territory to insurgents, particularly during the anticipated spring offensive, is an urgent priority, notably in order to limit the scope of ungoverned spaces that could be exploited by regional extremists and transnational terror groups. With 8,400 troops already based in Afghanistan, the U.S. military leadership has requested a few thousand additional troops, a step that – if approved – would boost ANDSF morale and potentially could help blunt the insurgents’ offensive. But countering the growing insurgency also will depend on continued robust international financial and technical support, including honouring commitments made at NATO’s July 2016 Warsaw summit to advise, assist and train Afghan forces and provide them with annual funding of up to $4.5 billion until 2020.

Tackling the security situation also will require addressing widening internal disagreements and political partisanship that permeate all levels of the security apparatus and have undermined ANDSF command and control structures. Intra-governmental divisions likewise have impeded implementation of reforms necessary to mitigate the effects of corruption, nepotism and factionalism in the Afghan National Army (ANA) and particularly the Afghan National Police (ANP). Such weaknesses and overall government dysfunction played a major part in the 2016 Taliban advances in Kunduz city in the north, the siege of Lashkargah and Tirin Kot cities in the south, and, in March 2017, the Taliban capture of Helmand’s Sangin district.

Regional Neighbours

Amid ambiguity about the Western will to remain engaged, Afghanistan’s neighbours are more aggressively promoting what they perceive to be their own national security interests. This most notably is the case of Pakistan, whose relations with Afghanistan continue to be strained. Islamabad remains unwilling to facilitate talks between the Taliban and Kabul, and continues supporting its Afghan proxies, allowing them to recruit, fundraise, as well as plan and conduct operations from safe havens inside Pakistan. Pakistan in turn accuses Kabul of at best turning a blind eye, if not actively supporting, Pakistani tribal militants conducting cross-border attacks from Afghan territory.

No internationally-led negotiations will work unless there is a consensus among Afghans, both those backing and opposing the government, to pursue a negotiated peace rather than continued conflict.

Deteriorating bilateral relations have had other consequences. In 2016, Islamabad forcibly repatriated more than 550,000 Afghans (including 380,000 registered refugees) as relations with Kabul deteriorated because of heightened Taliban attacks in Afghanistan and cross-border attacks by Afghanistan-based Pakistani tribal militants. In February 2017, after a major terror attack on a Sufi shrine in southern Pakistan which was claimed by a Pakistani Taliban faction reportedly based in eastern Afghanistan, Pakistan closed its two main border crossings with Afghanistan – Torkham and Chaman – for over a month. It also conducted mortar and other military strikes on the bordering provinces of Kunar and Nangarhar. Though it has since reopened the crossings, Pakistan has begun to fence the border, a move certain to aggravate tensions insofar as Kabul does not recognise the Durand Line as the international boundary.

There are further complicating regional factors. Closer ties between Kabul and New Delhi, which has offered a $1 billion aid package and MI-25 combat helicopters to Afghanistan, are viewed as provocative by Islamabad. Iran long has been suspected of providing military hardware to some Taliban factions, a stance motivated partly by animosity toward the U.S. and more recently by the desire to counter IS-K. Russia also recently has upped its involvement, reaching out to the Taliban and, according to senior U.S military officials providing them with some military support, and proposing to lead a new negotiation process which could further complicate Afghanistan’s security dynamics.

Peace Negotiations

No internationally-led negotiations will work unless there is a consensus among Afghans, both those backing and opposing the government, to pursue a negotiated peace rather than continued conflict. External actors can lend a hand, through facilitation and other support, but the impetus has to come from within. In this context, the European Union (EU) and its member states should continue their technical and financial support to an Afghan-led peace and reconciliation process in its upcoming 2017-2020 EU Strategy for Afghanistan.

A second precondition for successful negotiations is for the U.S., still the most powerful and influential foreign actor in Afghanistan, to settle on a comprehensive political strategy. While the Trump administration’s Afghan policy remains a work in progress, there are clear indications it will maintain its presence in Afghanistan and likely enhance its military support. But it still must address the question of the optimal format and composition of the talks. The Quadrilateral Consultation Group comprising Afghanistan, China, Pakistan and the U.S. has been dormant since the May 2016 U.S. drone attack that killed Taliban leader Mullah Mansoor. Russia’s efforts to bring together Pakistan, China, Iran, India, and most recently Afghanistan, are more promising insofar as they include all regional stakeholders. But Washington declined Moscow’s invitation to participate in the process, concerned that Russia’s outreach to the Taliban, including some military support, could endanger U.S. stabilisation efforts and endanger the lives of U.S. forces in Afghanistan. Given the U.S.’s key role, its absence clearly would be to the detriment of the process. The EU should continue providing technical support to a negotiating process that has broad Afghan support, which the Moscow-led process currently lacks even with one of the principal stakeholders, the Taliban.

A third essential element is for Pakistan to become convinced that its interests would be better served by a political settlement in Afghanistan than by continued Taliban insurgency. This will require international efforts both to pressure Pakistan to shift course and to facilitate constructive dialogue between Islamabad and Kabul. The U.S. role will be central, including by conditioning continued military support to Islamabad on Pakistan working with Kabul to bring the insurgents to the negotiating table and rethinking its support to the Taliban’s Quetta Shura and the Haqqani Network, now fully integrated into the insurgency’s command structure. While the U.S. is best placed to pressure Pakistan to reverse its support for Afghan proxies, the EU and member states should use trade and diplomatic ties with Pakistan and financial assistance to Afghanistan as leverage to persuade them to peacefully resolve their differences.

The Humanitarian Situation

Afghanistan suffers from one of the most protracted humanitarian crises in the world. In 2016, which witnessed some of the worst fighting since the U.S.-led intervention in October 2001, 646,698 persons were internally displaced due to conflict, compared to 70,000 in 2010; this added to the roughly one million conflict-displaced in previous years. 2016 also saw one million Afghan refugees and migrants forced to return home from Pakistan and Iran. The EU’s plan to deport back home some 80,000 Afghans whose request for asylum was rejected will further strain Afghanistan’s capacity. More broadly, both Kabul and the humanitarian community, including UN agencies, estimate that 9.3 million people, or almost one-third of Afghanistan’s population, will be in need of humanitarian assistance this year. As security continues to deteriorate and both Pakistan and Iran force more refugees and migrants to return, the humanitarian crisis likely will worsen.

The overall humanitarian crisis is putting enormous pressure on Afghanistan’s already stretched public services and infrastructure, especially in urban centres, where 70-80 per cent of internally displaced and returning refugees tend to settle; most are jobless or under-employed, with little or no access to health care or education. Countrywide, as many as 1.57 million face severe food insecurity. Women and girls are often the worst off given the country’s socially conservative nature. Addressing the humanitarian emergency will require continued, robust and long-term international, including EU, economic assistance. While the UN Human Rights Council (UNHRC) should persuade Pakistan and Iran to end the forcible deportation of Afghan refugees and migrants, the EU and member states also should at the very least slow down deportations as security continues to deteriorate in Afghanistan.