نیروی متشتت: اردوی ملی افغانستان باز سازی شود
نیروی متشتت: اردوی ملی افغانستان باز سازی شود
Table of Contents
  1. Executive Summary
The U.S. and the Taliban after the Killing of al-Qaeda Leader Ayman al-Zawahiri
The U.S. and the Taliban after the Killing of al-Qaeda Leader Ayman al-Zawahiri
Report 190 / Asia

نیروی متشتت: اردوی ملی افغانستان باز سازی شود

خلاصه گزارش و پیشنهادات

 

نزدیک به ده سال است که اردوی ملی افغانستان بحیث  سنگ بنیاد مبارزه علیه شورش در این کشور تقویت می گردد. در منازعه ی که نقطه های درخشان در آن انگشت شمار است، قوای مسلح افغانستان یک دستاورد چشمگیر  شمرده می شود. بدون شک این قوا می تواند در باثبات ساختن افغانستان نقش حیاتی را بازی نماید. اما با وجود گذشت نه سال از سقوط طالبان، به نظر می رسد که میان رئیس جمهور کرزی و حامیان بین المللی وی، در مورد اینکه افغانستان به چه نوع اردوی ضرورت دارد،  و این اردو چگونه ساخته شود و باکدام عناصر از شورش مبارزه نماید، هنوز اتقاق نظر اندکی شکل گرفته است. نواقص ریشه دار ساختاری، توانایی اردو را در انجام عملیات بصورت مستقل تضعیف نموده است. همچنین، برخورد های قومی و جناح بندی های سیاسی در میان بازیگران ارشد در سطوح وزارت دفاع و ستر درستیز ، رشد و انکشاف اردو را بطی ساخته است. بنا براین، این اردو بیشتر به یک نیرو ی چند پارچه ی می ماند که در خدمت منافع گوناگون قرار گرفته و هنوز فاقد آن وجهه واحد ملی است که برای مقابله در برابر  تهدیدات گوناگون، ضروری است. اکنون، نقش و سهم رهبری ملکی در انکشاف اردو باید تقویه گردد، در برابر فساد و جناح بندی ها در چهارچوب وزارت دفاع و ستر درستیز مبارزه صورت گیرد و پاسخگو ساختن قوه های مسلح افغانستان در رأس استراتژی امنیت ملی این کشور قرار بگیرد.

نقش استراتژیک اردوی ملی افغانستان را در با ثبات ساختن این کشور  نباید دست کم گرفت. تاریخ نشان داده است که شکست در تشکیل یک اردوی منسجم، اغلباً سبب پخش قدرت دولت در بین بازیگران مختلف گردیده که این امر به روند فروپاشی حکومت ها در کابل سرعت بخشیده است.  تلاش برای ایجاد یک اردوی واحد و متعهد به یک حکومت ملکی، اغلباً در تضاد با آن گرایش های  قرار گفته است که برای دفاع از حکومت در برابر تهدیدات داخلی و خارجی در پی ملیشه سازی بوده اند. به همین خاطر، تنش موجود میان این دو برداشت متضاد، نه تنها بالای امنیت داخلی افغانستان بلکه بالای روابط افغانستان با بازیگران خارجی نیز تأثیرات عمیق بجا گذاشته است.

بنا بر عواملی چون تنشهای ذکر شده،  ساختار های نامنظم فرماندهی و هماهنگی اندک میان نیروهای یاری امنیت به رهبری ناتو، قوای ایالات متحده آمریکا و وزارت دفاع ملی اففانستان، انکشاف و استقرار اردوی ملی افغانستان در سال های آغازین تشکیل خویش به کندی پشرفت نمو ده است. نبود توافق نظر میان کابل، واشنگتن و بروکسیل سبب گردیده است تا  ظرفیت قوای مسلح افغانستان به آن حدی نرسد که بتواند در برابر تهدیدات فراروی حکومت بصورت مؤثر مقابله نمایند.  ناکامی در تدوین یک استراتژی پایدار ، جامع و درازمدت دفاعی می تواند خطر فروپاشی اردو را بعد از خروج نیروهای بین المللی در پی داشته باشد. به همین صورت، تنشهای که  میان تشکیلات و ساختارهای فرماندهی شدیداً متمرکز اردوی افغانستان - که ریشه در شیوه فرماندهی شوروی سابق داشته - و ساختارهای سیال و پویای اردوهای غربی موجود است، اغلباً سبب گردیده است که فرماندهان آمریکا و ناتو در برابر آنعده مقامات افغان قرار بگیرند که در پی رشد و انکشاف آنها بوده اند.

با وجود آنکه میلیارد ها دالر سرمایه بین المللی مصرف گردیده است اما پالیسی های نادرست جلب و جذب، نگهداری، اکمالات، تعلیم و تربیه و تجهیزات ناکافی، و همچنین  رهبری نامناسب، توانایی رزمی اردو را تضعیف نموده اند. حمایت بین المللی از اردوی ملی افغانستان نه تنها باید افزایش کمیت عساکر بلکه  بهبود  کیفیت قوای رزمی را نیز مورد توجه قرار دهد. با توجه به انکشاف بطی اقتصاد افغانستان و احتمال کاهش کمک های مالی غرب، هرگونه ارزیابی در مورد ساختار آینده اردو  هم از لحاظ مالی و همچنین از لحاظ سیاسی باید معنی دار باشد. هر چند تلاشهای اخیر در راستای  انسجام و تحکیم فرماندهی و تشکیلات آموزش اردو تحت رهبری مأموریت آموزشی ناتو در افغانستان (NTM-A) امید وار کننده است اما تأکید آمریکا بر گسترش سریع کمی اردو جهت مبارزه در برابر تهدیدات رو به افزایش شورشیان از یک جانب می تواند مأموریت آموزشی ناتو را از لحاظ منابع تحت فشار قرار بدهد و از جانب دیگر ظرفیت رهبری افغانستان را در مدیریت یک نظام ذاتاً  غیر قابل کنترول  به چالش بکشد.

 این کاستی ها و نقایص یکجا با رویکرد سطحی و آشفته  جامعه جهانی در مورد برنامه خلع سلاح و ملکی سازی، ظرفیت مسلکی و توانایی اردو را جهت مبارزه با شورش تضعیف ساخته است. تکثیر و انتشار تسلیحات که توسط حامیان خارجی کابل تهیه گردیده است، نیز موجب ایجاد یکنوع شبکه اقتصادی غیر مجاز شده است که این امر باعث تقویت شبکه های حمایوی در داخل اردو می گردد. بر علاوه، معامله گران قدرت در کابل مصروف تقسیم و توزیع سود های حاصل از مصارف در حال افزایش ناتو در مورد انکشاف اردو  میان  حوزه های حمایتی  خویش اند که این مساله تنش های قومی و جناح بندی های سیاسی را میان مقامات اردو تشدید می نماید.

طرح های موجود در مورد مذاکره با عناصر از شورشیان و ادغام دوباره آنها، این معضلات را بیش از پیش پیچیده می سازند. پیشرفت محدود در عرصه انحلال گروه های مسلح غیر قانونی و همچنین ادغام دوباره شورشیان، زمینه را برای حکومت کابل مساعد ساخته است تا به  سنت ریشه دار خویش یعنی استفاده از شکافها برای تحکیم سلطه حکومت بر قدرت ادامه بدهد. برنامه ادغام دوباره که حکومت افغانستان  از آن حمایت می نماید چیزی بیشتر از توزیع امتیازات توسط تعداد محدود از نخبگان افغان نیست. از آنجاییکه بعد از سال 2007 گروههای از طالبان بخش های وسیع از خاک این کشور را در کنترول خویش دارند، تعداد زیادی از رهبران نظامی افغان بر این باور هستند که با توجه به فضای نا امن و بی ثبات موجود در کشور، مذاکره با طالبان در حال حاضر مناسب نیست. اگر درچنین شرایطی، مذاکراتی هم صورت بگیرد، بیشتر از موضع ضعف خواهد بود تا موضع قدرت. به همین صورت، اکثر این رهبران با ادغام دوباره طالبان در چهارچوب اردوی ملی افغانستان قویاً مخالفت می کنند.

زمانی بود که حکومت افغانستان بصورت محدودی این پتانسیل را داشت تا بعنوان ضامن مشروع یک پروسه همه جابنه صلح نقش بازی نماید اما در اثر تلاش مقامات برای بدست آوردن  بی حد و حصر قدرت و ثروت، رژیم کرزی حالا اعتبار خویش را از دست داده  است.  در شرایط فعلی، مذاکره و ادغام دوباره طالبان آنطوریکه حکومت افغانستان و نیروهای ائتلاف از آن دم می زنند، نه  راه حل مطمئینی را برای پایان صلح آمیز منازعه نوید می هد و نه هم زمینه را برای تدوین استراتژی خروج فراهم می سازد. واقعیت این است که  این نوع مذاکرات کشور را بسوی آشوب بیشتر سوق خواهد داد؛ آشوبی که قبلاٌ به طالبان یاری رسانده است تا به القاعده و سایر گروه های تندرو پناه بدهند.  همچنین این خطر وجود دارد که مباحثات فعلی در مورد مذاکره با طالبان ممکن است به جناح گرایی بیشتری در چهار چوب اردو دامن بزند.

اعمال کنترول بیشتر ملکی بر اردو و همچنین دادن نقش بیشتر برای افراد ملکی در چهارچوب اردو، برای آینده اردوی ملی افغانستان اهمیت اساسی دارد. حکومت افغانستان باید شورای امنیت ملی خویش را تقویت نموده و روابط سازنده ی را  میان اعضای داخلی شورای امنیت و همچنین میان شورای امنیت، وزارت دفاع و پارلمان افغانستان بوجود بیاورد. ناکامی در فراهم ساختن چنین فرصت برای رهبری ملکی در راستای  ساخت و تعین جهت اردوی ملی، یک بار دیگر وابستگی تاریخی افغانستان را به بازیگران خارجی افزایش خواهد  داد و این کشور را به یک مهره دایمی بازی های قدرت در سطح بین المللی تبدیل خواهد نمود.

کابل/بروکسیل، 12 می 2010

Executive Summary

For nearly a decade, the Afghan military has been promoted as the cornerstone of counterinsurgency in the country. Billed as a rare success story in a conflict with few bright spots, the Afghan armed forces will undoubtedly prove pivotal to stabilising Afghanistan. Yet nine years after the fall of the Taliban, there appears to be little agreement between the government of President Hamid Karzai and its international backers on what kind of army the country needs, how to build it or which elements of the insurgency the Afghan army should be fighting. Persistent structural flaws meanwhile have undermined the military’s ability to operate independently. Ethnic frictions and political factionalism among high-level players in the Ministry of Defence (MOD) and the general staff have also stunted the army’s growth. As a result, the army is a frag­mented force, serving disparate interests, and far from attaining the unified national character needed to confront numerous security threats. There is a strong need to strength­en civilian input into military development, confront corruption and factionalism within the MOD and general staff and to place sustainability of the armed forces at the forefront of Afghanistan’s national security strategy.

The Afghan National Army’s (ANA) strategic role in stabilising Afghanistan should not be underestimated. History has shown that failure to build a cohesive national army has often led to the diffusion of state force among disparate actors, hastening the collapse of governments in Kabul. The push to build a unified national military in service of a civilian government has frequently clashed with the tendency to create militias in a bid to insulate the state from internal and external threats. The tension between these polar conceptions has had far reaching implications not only for internal security but also for Afghanistan’s relationships with external actors.

ANA development and deployment have dragged under these tensions as well as patchwork command structures, with little coordination between NATO’s International Security Assistance Force (ISAF), U.S. forces and the MOD in the early years of army development. The lack of consensus between Kabul, Washington and Brussels has hobbled the Afghan military’s capacity to respond effectively to threats confronting the state. Failure to develop a sustainable, comprehensive long-term defence posture could risk the army’s disintegration after the withdrawal of international forces. Similarly, tensions between the Afghan military’s historical roots in Soviet-style over-centralised and top-heavy command and control structures and the more fluid organisation of Western militaries has often pitted the U.S. and NATO against the very Afghan officials they seek to influence and support.

Despite billions of dollars of international investment, army combat readiness has been undermined by weak recruitment and retention policies, inadequate logistics, insufficient training and equipment and inconsistent leadership. International support for the ANA must therefore be targeted not just toward increasing the quantity of troops but enhancing the quality of the fighting force. Given the slow pace of economic development and the likelihood of an eventual drawdown of Western resources, any assessment of the future shape of the army must also make fiscal as well as political sense. Although recent efforts to consolidate the training command structure under the NATO Training Mission-Afghanistan (NTM-A) are encouraging, the U.S. emphasis on rapid expansion of the army, in response to the growing insurgent threat, could strain NTM-A resources and outpace the capacity of Afghan leaders to manage an inherently unwieldy system.

These shortcomings, combined with the international community’s haphazard approach to demobilisation and reintegration (DR) has undermined the army’s professionalism and capacity to counter the insurgency. The proliferation of weaponry provided by Kabul’s international backers also feeds an illicit shadow economy, which further empowers patronage networks within the military. Kabul powerbrokers are distributing the spoils of increased NATO spending on army development among their constituents in the officer corps, fuelling ethnic and political factionalism within army ranks.

These developments are all the more problematic in light of current proposals to reintegrate and reconcile elements of the insurgency. Limited progress on dissolution of illegal armed groups and reintegration of insurgents has given Kabul wide berth to continue its time-honoured tactic of exploiting divisions to consolidate the government’s hold over power. Government-backed reintegration programs have emerged as little more than distribution of patronage by a few Afghan elites. With Taliban groups in control of large swathes of the country since around 2007, many Afghan military leaders believe that in the current climate of high instability, the time is not right for negotiating with the insurgents, and that to do so would be from a position of weakness and not strength. Most also strongly reject proposals to reintegrate the Taliban into the ANA.

Where the Afghan government might once have had limited potential to be a legitimate guarantor of a broad negotiated peace, the Karzai regime’s unrestrained pursuit of power and wealth has bankrupted its credibility. Under these conditions, reconciliation and reintegration, as currently conceived by Kabul and the U.S.-led coalition, does not represent a route to a permanent peaceful settlement of the conflict. Nor is it an exit strategy. Rather, it is an invitation for the country to descend further into the turmoil that led the Taliban to give succour to al-Qaeda and other violent extremists in the first place. The current debate on reconciliation with the Taliban also threatens to widen factionalism within the army.

Greater civilian control of and input into the Afghan military is imperative. The Afghan government must be encouraged to strengthen its Office of National Security Council (ONSC) and to forge more dynamic institutional links between its members, the defence ministry and parliament. Failure to increase civilian input in shaping the army will heighten Afghanistan’s historic dependence on external actors and make it a permanent pawn of regional and international power games.

Kabul/Brussels, 12 May 2010

Podcast / Asia

The U.S. and the Taliban after the Killing of al-Qaeda Leader Ayman al-Zawahiri

This week on Hold Your Fire! Richard Atwood speaks with Crisis Group’s Asia Director Laurel Miller about U.S. policy in Afghanistan, the Taliban’s foreign relations and what the killing of al-Qaeda leader Ayman al-Zawahiri in the Afghan capital Kabul says about the threat from transnational militants in Afghanistan a year into Taliban rule.

Subscribe to Crisis Group’s Email Updates

Receive the best source of conflict analysis right in your inbox.